مذاکره ایران با داعش

ایران در گفت‌وگو با داعش می‌تواند فهم درستی از جهاد و مذاکره به آن‌ها بدهد


دکتر قاسم پورحسن 1394/11/05 04:41:01 عصر

عربستان سربازانی به نام «داعشی» ندارد/ البغدادی‌ حامی روش‌های مسالمت‌آمیز برای حل منازعات فرقه‌ای بود/ مانیفست داعش مبارزه با آمریکاست/ بر اساس پیش‌بینی‌های مطالعاتی، داعش قدرتمند باقی‌ می‌ماند/ داعش می‌تواند انرژی ارزان نفت را برای ترکیه تامین کند

دکتر قاسم پورحسن استاد فلسفه و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی است. او مسئول کارگروه فلسفه در بنیاد حکمت اسلامی صدرا و معاون آموزشی در دانشکده‌های علوم قرآنی بوده است. «هرمنوتیک تطبیقی: بررسی همانندی فلسفه تاویل در اسلام و غرب» (1384)، «زبان دین و باور به خدا» (1390) و «تمایز تحلیلی ـ ‌تالیفی از منظر کواین» (1393) از جمله آثار پورحسن است.

*****

در بین ایرانیان و برخی دیگر کشورهای اسلامی تلقی نادرستی درباره داعش وجود دارد، این تفکر داعش را جزء گروه‌های تکفیری می‌داند که توسط آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای غربی ایجاد شده است و بیش از این نیز تحلیلی برایش ندارند و مدام این تفکر را در رسانه‌های مختلف تکرار  می‌کنند، در حالی‌که چنین تفکری نادرست است، زیرا اینگونه نیست که غرب و اسرائیل، داعش را با هدف سرنگونی دو کشوری که با ایران رابطه نزدیک دارند، ایجاد کرده باشند. این تفکر ناشی از تصور و فهم نادرست از پدیده داعش، مانیفست و رویکرد آن‌ها است. برخلاف این تصور که عده‌ای معتقدند داعش در جدایی با القاعده شکل گرفته است، طی تحقیقات مشخص می‌شود که در سال 2003 که البغدادی و دیگران تصمیم گرفتند جنگ‌های چریکی را علیه آمریکا در عراق آغاز کنند، این گروه ایجاد شد و بعدها اشتراک منافع با القاعده پیدا کردند و به‌سرعت نیز از هم جدا شدند و به همین دلیل هیچ‌کدام دیگری را قبول نداشتند.
در سال 2003، البغدادی به یگان‌های آمریکایی حمله کرد و با فرماندهان برکنار شده آمریکا و عراق در جنگ جهانی دوم متحد شد، تعدادی گروه‌ چریکی به‌وجود آمد و در سال 2004 این گروه را به «توحید و جهاد» نامگذاری کردند. در سال 2005 القاعده تلاش کرد نام این گروه را «القاعده بین‌النهرین» بگذارد اما آن‌ها نپذیرفتند. در سال 2006 این گروه «دولت اسلامی عراق و شام» نام گرفت. این سال در تاریخ داعش نقطه عطف است، چرا که آمریکا در این سال بسیاری از سران گروه‌های جهادی را که معتقد به جهاد هستند، از بین برد و البغدادی به واسطه کشته‌شدن سران ظهور کرد. اکثر افراد داعش، مبارزان آزاد شده از زندان‌های آمریکا هستند و مانیفستشان مبارزه با آمریکاست، جالب اینکه آن‌ها بعدها برای بیرون کردن آمریکا از خاک عراق تلاش‌های زیادی انجام دادند و این‌ها را در بحث‌ها، نوشته‌ها و حرف‌هایشان بیان کردند. به همین دلیل هم ابوبکر البغدادی در سال ۲۰۱۱ در فهرست تروریست‌ها قرار گرفت و برای دستگیری‌اش جایزه گذاشتند.
بنابراین، پیدایش گروهک داعش مساله کاملاً متفاوتی از آمریکاست که بعدها به خیلی مسائل دامن زد و عناوین دینی، مبارزه‌ای و جهادی همچون تنظیم «قاعده الجهاد» یا پایه‌ریزی مجلس شورای مجاهدین در عراق با گروه ترکیبی در 15 ژانویه، نشان می‌دهد که هدف اصلی این گروه‌ها مبارزه با آمریکا است و حتی بعد از اشغال عراق این‌ها بسیاری از سران بعثی را نیز برکنار کردند و این سران به این گروه‌ها پیوستند. در واقع در مانیفست داعش است که از سران کشورها استفاده ابزاری کند.
نکته دیگری که حائز اهمیت است، تفاوت جدی بین گروه القاعده و داعش است. متاسفانه در بسیاری موارد به اشتباه، داعش را یکی از شاخه‌های القاعده معرفی می‌کنند، درحالی‌که اینطور نیست. در سال 2004  براساس تحقیقات مرکز مطالعات استراتژیک آمریکا گزارش شده که «ابومصعب الزرقاوی» رهبر القاعده در عراق نه تنها دستورات «ایمن الظواهری» سرکرده القاعده را  قبول ندارد، بلکه به آن‌ها اعتنا هم نمی‌کند. یک‌سال بعد (2005) الزرقاوی جزء سلف البغدادی است، درحالی‌که اصل این بود که بذر اولیه داعش و الزرقاوی در اردن پایه‌ریزی شود، چرا که او پیشتر فرمانده شبه نظامیان داوطلب هرات و افغانستان بود و سپس در شمال عراق گروهی به نام «انصارالله» را پایه‌گذاری کرد. بسیاری سران عشایر عرب با داعش همدستی می‌کنند. البغدادی تلاش دارد بسیاری از این شهرها را بگیرد و افرادش را با لباس عادی آنجا می‌فرستد تا با سرانشان صحبت کنند. همین اتفاق با بیان مانیفست آن‌ها در الرمادی، موصل، صلاح الدین و... رخ می‌دهد. بنابراین، داعش تفکر القاعده را یدک می‌کشد. حتی اگر بگوییم که القاعده تابعی از آمریکاست، این اتفاق برای داعش نیفتاده است.
بر اساس یک گزارش محرمانه، البغدادی در دانشگاه بغداد در مقطع دکترا تحصیل کرده و تا مرحله عضویت هیات علمی نیز پیش رفته است. جالب اینکه او پیش از سال 2006 نیز به‌عنوان «واعظ صلح» لقب گرفت و روش‌های مسالمت‌آمیز برای از بین بردن منازعات فرقه‌ای پیشنهاد کرد. ما تصور نادرستی از اهداف داعش داشته و داریم و تلقی‌مان این است که کشورهایی همچون اردن، عربستان، امارات و ترکیه با آن‌ها همراه شده‌اند، در حالی‌که داعش طی مبارزاتش اگر قدرت بیشتری بگیرد حتماً به ترکیه، مکه و مدینه نیز حمله می‌کند؛ داعشی‌ها در مکالمات خود نام عربستان را نیز تغییر دادند و تحت عنوان حجاز نامیدند. حتی از خراسان نیز نام بردند، اما به هر حال آن حجم عداوتی که با عربستان دارند، با ما ندارند.
ایران باید فهم صحیحی از داعش داشته باشد، چرا که این گروه تروریستی قدرت زیادی به‌لحاظ رسانه‌ای و جذب نیرو پیدا کرده‌ است: بیش از 25 هزار نومسلمان در مناطق مختلف و از 40 کشور به این گروه پیوسته‌اند، پس نمی‌توانیم این قدرت را انکار کنیم. ایران علاوه بر اینکه باید تلاش کند از کشتار آن‌ها جلوگیری کند، باید راه متفاوتی را نیز برای ارتباط با آن‌ها در پیش گیرد و به گفت‌وگو بپردازد، چرا که داعش گروهی با اهداف انحرافی است و آمریکا و اسرائیل در این انحراف نقش داشته‌اند، همچنان که در از بین بردن بیداری اسلامی در منطقه هم سهیم بوده‌اند. گفت‌وگو با داعش می‌تواند یک استراتژی صحیح برای ما باشد، چرا که می‌خواهد داعش را قانع کند تا دست از کارهای غیر انسانی بردارد و نیرویش را برای مبارزه با غرب و اشغالگران صرف کند. این مساله فوق‌العاده مهمی است که متاسفانه کمتر بدان توجه کرده‌ایم. بنابراین، ایران نباید تصور کند ترکیه و عربستان طرفداران داعش و داعشی‌ها هم سربازان اسرائیل هستند، چرا که داعش با همه گروه‌های دیگر چون القاعده، النصره و... متفاوت است. باید مطالعه جدی در این زمینه داشته باشیم و تصور نکنیم داعش در عرض یکی دو سال آینده از بین می‌رود، زیرا اینطور نیست و بر اساس پیش‌بینی مطالعاتی ما، قدرتمند باقی خواهد ماند. آمریکا نیز توان مبارزه با آن‌ها را نخواهد داشت و حتی در مواردی از آن‌ها استفاده هم می‌کند.
سوال محتمل این است که چرا در بین همه کشورهای منطقه، عربستان و ترکیه تا این اندازه از داعش حمایت کرده‌اند؟ در پاسخ باید گفت که ترکیه اهدافی را در این رابطه دنبال می‌کند: نخست امپراتوری عثمانی است تا قدرت برتر منطقه شود. تلقی‌ ترکیه این است که داعشی‌ها سربازان نیرومندی هستند، چون به اعتقاد ترک‌ها همواره در امپراتوری‌ها سربازان جنگجو موثر هستند و خود صلاح‌الدین هم جنگجوی معروفی است و هدف دیگر این است که ترکیه به شدت به انرژی نیاز دارد و داعشی‌ها به راحتی می‌توانند انرژی ارزان نفت را برای آن‌ها تامین کنند. 
ایران برای فهم صحیح مساله و مقابله درست با این پدیده می‌تواند راهکاری ارائه دهد، اما عربستان با ترکیه متفاوت است. عربستان از تروریست‌ها می‌ترسد؛ زیرا قدرت کافی برای مبارزه با آن‌ها ندارد و تنها کاری که در این مدت با مشورت غرب می‌توانست انجام دهد عدم ستیز با داعش بود. قطعاً این تفسیری غلط است که عربستانی‌ها سربازانی به نام داعشی دارند. داعش نیروی زیادی دارد و ایران می‌تواند از این نیرو نه به‌عنوان ابزار، بلکه برای کناره‌گیری از کارهای وحشیانه آن‌ها استفاده کند و به تدریج در پرتو گفت‌وگو، فهم درستی از جهاد و مذاکره به آن‌ها بدهد. بنابراین، بسیاری از تفسیرهایی که در رسانه‌های ایران، ترکیه و دیگر کشورهای اسلامی درباره داعش صورت می‌گیرد، ناشی از عدم فهم صحیح از مانیفست آن‌هاست. گفتمان ما می‌تواند کمک کند تا فهم درستی از داعش داشته و بتوانیم این مشکلات را رفع کنیم.

 

عصر اندیشه، شماره 8، صفحه 27

 

تاریخ :

1394/11/05 04:41:01 عصر

نویسنده :

دکتر قاسم پورحسن

کلیدواژه ها :

داعش - ترکیه - عربستان - مذاکره با داعش - منازعات فرقه‌ای -

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 1

  • 1395/02/08 12:56:24 عصر
    سلام چگونه با گروهی که روزانه سر می برند می توان مذاکره کرد؟!
ماهنامه عصر‌اندیشه شماره 10
جمعه , 03 آذر 1396 , 21:54