متفکران علوم انسانی خاموشند

مرگ دانشگاه

محافظه‌کاری به طبیعت ثانویه دانشگاه تبدیل شده است


دکتر سعید زیباکلام 1394/10/10 05:18:00 عصر

با نوعی محافظه‌کاری دانشگاهیان مواجهیم، چون می‌ترسند چنین موضعگیری‌هایی روی آینده شغلی‌شان تاثیر بگذارد و برای ارتقا یا ادامه کار با مشکل روبه‌رو گردند. خیلی از اساتید دانشگاه‌ها پیمانی هستند و از بیم اینکه در آغاز سال قرارداد جدید با آن‌ها بسته نشود، در هیچ زمینه‌ای ورود نمی‌کنند.

چرا متفکران و اساتید علوم انسانی در برابر رویدادهای ملی مانند مذاکرات هسته‌ای خاموش هستند؟ سکوت دانشگاهیان علل و عوامل مختلفی دارد. عده‌ای به‌خاطر بی‌تفاوتی و عده‌ای هم به‌خاطر خسارت‌ها و آفت‌هایش محافظه‌کاری می‌کنند. برخی از دانشجویان یا اساتید احساس می‌کنند اگر وارد این میدان شوند، حرف بزنند، بحث کنند، جلسه بگذارند، راهکار بنویسند، در تظاهرات شرکت کنند و... از دانشگاه اخراج می‌شوند و یا به زندان می‌افتند. عده‌ای هم اصلاً اطلاعی از موضوع ندارند! بسیاری از اساتید علوم انسانی واقعاً به اندازه یک مقاله روزنامه، درباره کل مذاکرات هسته‌ای اطلاعات ندارند. از اساتید روابط بین‌الملل عده انگشت‌شماری وارد این بحث شدند. بنابراین، با نوعی محافظه‌کاری دانشگاهیان مواجهیم، چون می‌ترسند چنین موضعگیری‌هایی روی آینده شغلی‌شان تاثیر بگذارد و برای ارتقا یا ادامه کار با مشکل روبه‌رو گردند. خیلی از اساتید دانشگاه‌ها پیمانی هستند و از بیم اینکه در آغاز  سال قرارداد جدید با آن‌ها بسته نشود، در هیچ زمینه‌ای ورود نمی‌کنند. استادانی هم که بعد از سال‌ها خون دل‌ خوردن و صبوری‌های زیاد «استخدام رسمی» شده‌اند، وارد میدان فعالیت و بحث نمی‌شوند. البته مشکلات فراوان دیگری هم وجود دارد: مانند نداشتن انگیزه، روحیه بالا، نشاط، احساس نیازمندی و تحرک. از طرفی همسر، بچه و انواع قسط محاصره‌شان کرده است. برای همین، نه جرات کافی برای وارد شدن به این بحث‌ها را دارند، نه حوصله‌اش را. 
اساتیدی که در دوران «استخدام پیمانی» هیچ اقدام موثری انجام نمی‌دهند و محافظه‌کاری پیشه می‌کنند، هنگامی هم که استخدام رسمی و قطعی شوند، چنان به خودسانسوری حرفه‌ای، محافظه‌کاری و بی‌خیالی عادت می‌کنند که دیگر نمی‌توانند وارد عرصه‌های حساس شوند. من دوستان بسیاری را از دوران دانشجویی تا امروز سراغ  دارم که به آنان می‌گفتم در تظاهرات به نفع مردم آفریقای جنوبی و علیه رژیم تبعیض نژادی شرکت کنیم، اما بهانه می‌آوردند  و نمی‌آمدند! می‌گفتند امتحان دارم، الان سال اول هستم و بهانه‌هایی از این دست. وقتی که دانشجو در ایران دکترایش را می‌گیرد، محافظه‌کاری جز طبیعت ثانویه‌اش می‌شود. گرچه عده‌ای از اساتید نیز چنین روحیاتی ندارند، اما در مقابل قشر وسیعی با این ملاحظات دست به عمل سیاسی و اجتماعی نمی‌زنند. به همین دلیل، رکود و رخوت بر دانشگاه حاکم است. 

 

تاریخ :

1394/10/10 05:18:00 عصر

نویسنده :

دکتر سعید زیباکلام

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه عصر‌اندیشه شماره 10
چهارشنبه , 22 آذر 1396 , 22:14