میزگرد عصر اندیشه با مورخان و مستشرقان مصری، ترک و ازبک

تمدن خفته

آنچه درباره تمدن اسلامی سانسور می‌شود


سعید مستغاثی 1394/10/15 06:47:00 عصر

پیشرفت اروپایی ها به خاطر ترجمه کتب دانشمندان مسلمانی مانند ابن سینا، ابن رشد، رازی و ... ممکن شد/ منشاء تمدن اروپا از تمدن اسلامی است/ اروپایی ها طبقه بندی نشدن مردم در حکومت اسلامی را اساس جنبش رنسانس قرار دادند/ در هنرهای اسلامی، تنها هنر خوشنویسی دست نخورده باقی ماند

یکی از معضلات مطالعات تمدن‌پژوهی در عصر معاصر، سانسور دستاوردهای تمدن اسلامی و کتمان ویژگی‌های دوران شکوفایی آن است. هدف این سانسور، بیگانه‌سازی مسلمانان از هویت اصیل خود و نابودی هژمونی فرهنگی آنان در جهان است و اندیشکده‌های بسیاری در سراسر اروپا و آمریکا می‌کوشند تا ردپای مسلمین و جد و جهدهای علمی و فرهنگی آنان از صحنه تاریح جهان را محو کنند. مطالعه دایره‌المعارف‌های برجسته از بریتانیکا تا ایرانیکا گویای این حقیقت تلخ است و متاسفانه در برابر سیل سانسور غربی، اندیشکده‌ها و دانشگاه‌های جهان ایران و بالاخص ایران که رسالت احیاء تمدن اسلامی را دارند، خاموش مانده‌اند تا جایی که ما با یک «بوروکراسی ضدتمدن» مواجه هستیم؛ بروکراسی‌ای که خواسته و ناخواسته فضا را برای ادامه این روند مهیا ساخته‌اند. از این رو، علاقه‌مندان به تمدن اسلامی هم باید از سد سانسور خارجی عبور کنند و هم از سد بوروکراسی داخلی!
«عصر اندیشه» با برآورد از وضع مطالعات تمدنی معاصر کوشیده است تا در پرونده ویژه «انحطاط تمدن اسلامی؟» از زوایای گوناگون به دلایل این زوال بپردازد، اما آنچه در این میان مغفول مانده بود، ارائه یک روایت صحیح از تاریخ اوج تمدن اسلامی است. از این رو، زمینه را برای برگزاری یک میزگرد مشترک میان مورخان و مستشرقان معتبر فراهم ساخت تا بتواند روایتی گزیده اما جامع را از تاریخ تمدن به مخاطبان خود عرضه کند. برگزاری این میزگرد محصول تعامل چند ساله‌ای است که نگارنده با اساتید دانشگاه‌های فرانکفورت، هاروارد، آنکارا، اکستر انگلستان و مونیخ آلمان داشته و مصاحبه‌های گوناگونی را با آنان برای ساخت مجموعه مستند «تمدن آسمانی» - که اکنون در 30 قسمت از شبکه خبر صداوسیما در حال پخش می‌باشد- انجام داده است. میزگرد حاضر نیز پس از ارائه سوالات مجله به شرکت‌کنندگان انجام شد و متن کامل آن به نظر خوانندگان می‌رسد.

∟ ریشه‌های تمدن ایرانی - یونانی
خلیل اینالجیک: فاتحانی که پس از انحطاط امپراتوری ساسانی در سال 651 میلادی، از شبه جزیره عربستان به ایران آمدند به جای سکونت در تیسفون به بغداد رفتند و هنگامی که حاکمان اسلامی پس از آن به رأس حکومت آمدند به جای توجه به تیسفون، بغداد را که در عراق و منطقه بین‌النهرین قرار داشت، بیشتر مورد توجه خود قرار دادند و به این ترتیب پایه‌های تمدن جدید اسلامی شکل گرفت.           
هنگامی که سنت‌های ایرانی با اسلام پیوند خورد، به تمدن عظیمی بدل شد. در دوران اسلامی، مثلاً در قرون اول و دوم هجری، منابع یونانی از افلاطون و ارسطو به عربی ترجمه شدند. بعدها تصوف، اوج گرفت و فلسفه نوافلاطونی در مصر پیروانی پیدا کرد. در دوران حاکمیت تمدن اسلامی، آثار قدیم و کلاسیک از جمله دوره باستان یونانی‌گرایی و آثار آن دوره مانند مکتب افلاطون، ترجمه شد، اما آنچه تمدن اسلامی را شکل داد، تولید علم براساس اندیشه اسلامی، کلام و فلسفه اسلامی از طریق فرهنگ اسلامی - ایرانی بود که در قرن چهارم هجری (دوران طلایی تمدن اسلامی) انجام گرفت. در آن دوره اروپا در جهالت به سر می‌برد. در دوران اولیه، تمدن اسلامی سنتزی از فرهنگ‌های ایرانی و اسلامی بود. این را «هنری پرینه» در کتاب خود به نام «شارلمانی» نیز می‌نویسد. در آن زمان سلطنت شارلمان در مقایسه با امپراتوری اسلامی بسیار کوچکتر و محقر بود.

 حرکت جهانی توسعه علم
 یوسف زیدان: پیشرفت حاصله در علوم، در سایه روابط تمدن‌ها با یکدیگر ایجاد شده است. می‌توانیم بگوییم که هر تمدن، با گرفتن سرنخی از تمدن پیشین خود، علم را از آنچه که بود فراتر برده است. در تمدن‌های مصر و یونان باستان نیز اینگونه شده است. یونانیان باستان، اساس علوم را از مصریان باستان فرا گرفتند. پس از آن اعراب نیز از آن‌ها، اساسی‌ترین دانش‌ها را فراگرفته و در پیشبرد آن قدم‌های مهمی برداشتند. این روند تا زمان آغاز دوره رنسانس در اروپا ادامه پیدا کرد. پیشرفت اروپایی‌ها در سایه ترجمه کتب دانشمندان مسلمان بزرگی مانند ابن سینا، ابن رشد، رازی و بسیاری دیگر ممکن شد. بسیاری از علوم یونانی در قرن سوم و چهارم هجری، پس از نقل و ترجمه شدن توسط دانشمندان عرب، به جهان اسلام منتقل گشت. پس از آن دانشمندان مسلمان به توسعه این علوم پرداختند. حال همانگونه که می‌بینید، کتابخانه اسکندریه پر از آثاری است که این افراد از خود به ارث گذاشته‌اند. مراکز ترجمه در مناطق اروپایی که به جهان اسلام و عرب نزدیکتر بودند، آثار علمی را از عربی به زبان لاتین برمی‌گرداندند. مراکز ترجمه موجود در اسپانیا، ایتالیا و قبرس وظیفه ترجمه آثار علمی عربی را به زبان لاتینی داشتند. در نتیجه این ترجمه در اروپا، حرکت توسعه علوم آغاز شد.
در سایه مراکز ترجمه، جنگ‌های صلیبی و روابط امپراتوری عثمانی، تمدن عظیمی به اروپا و البته به دنیا، منتقل گشت و این موضوع، باعث گسترش تحقیقات علمی اعراب، توسط اروپایی‌ها شد. متاسفانه همزمان با پیشرفت سریع این علوم در اروپا، جوامع عرب و مسلمان نیز به دلایل تاریخی، رو به زوال گذاشتند. اروپا از قرن 18 میلادی، به سطحی بسیار پیشرفته‌تر از کشورهای عربی و مسلمان دست پیدا کرد. جای دارد این را یادآوری کنیم که علم همیشه با گرفتن اساس خود از تمدن‌های پیشین، پیشرفت می‌کند. بیان این‌ها توسط ما و آغاز رنسانس در اروپا با تکیه بر اساس علومی که از مسلمانان و مراکز ترجمه یاد گرفته بودند، باعث خدشه‌دار شدن سعی و تلاش اروپایی‌ها در پیشرفت علم نمی‌شود و تنها نشان‌دهنده این است که اروپایی‌ها، به پیشرفت علم کمک کردند و تاثیرات دانشمندان عرب را قبول داشته‌اند.
 
بدری مرادف: همانگونه که در تاریخ نیز ثبت شده است، آسیای میانه/ مرکزی سه بار، مهدی برای گنجینه‌های تمدن‌های بزرگ گشته است. نخستین‌بار در دوره باستان، دومین دوره از قرن نهم تا یازدهم میلادی و سومین دوره نیز در قرن چهاردهم تا شانزدهم میلادی بود. در این سه دوره، دانشمندانی که در آسیای میانه می‌زیسته‌اند، تاثیر فراوانی بر گنجینه فرهنگی جهان گذاشته‌اند. علاوه بر آن، برای مثال در قرن نهم تا یازدهم میلادی در ازبکستان، پیشرفت چشمگیری در ریاضی، شیمی، فیزیک، نجوم و حوزه‌های دیگر علم حاصل می‌شد. در این دوره دانشمندان بزرگی مانند ابونصر فارابی، فرغانی، بیرونی و خوارزمی می‌زیسته‌اند.
احسان اوغلو: مهمترین شاخصه علوم اسلامی، جهانی بودن آن است. علوم اسلامی، نخستین علوم جهانی است. یعنی نخستین علومی است که پیش از علوم غربی، صفت جهانی را به خود می‌گیرد. حال در کنار این صفت، می‌دانیم که علاوه بر پیشرفت‌های حاصله در علوم مانند ریاضی، نجوم و پزشکی که مسلمانان از یونانیان باستان و هندی‌ها به ارث برده بودند، علوم جدید نیز مانند مثلثات کروی و جبر که پیش از مسلمانان وجود نداشته است نیز به دست آن‌ها کشف می‌شود. این‌ها بر کسی پنهان نیست. این علوم تازه و اکتشافات بزرگی که در علوم قدیمی؛ برای مثال؛ رصدها و اکتشافات بزرگی که در علم ستاره‌شناسی رخ داده، همه مایه افتخاری برای جهان اسلام است. تمام این دستاوردها، در قرون وسطی با ترجمه به زبان‌های لاتین و عبری در اختیار اروپایی‌ها قرار گرفته‌اند.
آنگونه که تصور می‌شود، پیشرفت علم در جهان اسلام به مدت کوتاه 6-5 سده نخست هجری که آن را «عصر طلایی» می‌گویند، محدود نمی‌شود. این روند پس از عصر عباسی‌ها، در دوره سلجوقی‌ها، دوره ایلخانیان در مراغه و دوره تیموریان در سمرقند ادامه داشت و شاهکارهای بسیار پدید آمده است. در این دوره‌ها رصدخانه‌های عظیمی ساخته شد و ستاره‌شناسان بزرگی پرورش داده شده‌اند. در ریاضی، نجوم، شیمی، فیزیک و پزشکی نیز کشف‌های بزرگی صورت گرفته است، اما زمانی که به امپراتوری عثمانی می‌رسیم، می‌بینیم که عثمانی‌ها تمام علوم پیش از خود را به نوعی با دانش خود تلفیق کرده بودند. عثمانی‌ها هنگامی که هنوز به دولتی بزرگ تبدیل نشده بودند، با استفاده از ظرفیت علمی موجود در آناتولی، جوانان خود را برای یادگیری علم پیش علمای سوریه‌ای و مصری می‌فرستادند. پس از گسترش قلمروی حکمرانی عثمانی‌ها، ارتباط آن‌ها با قبایل آسیای مرکزی و کشور ایران افزایش یافت و هنگامی که سلطان محمد فاتح، استانبول را فتح کرد، دانشمندان بزرگ که در سمرقند فعالیت می‌کردند را جذب امپراتوری خود کرد.

عبدالحلیم اف:آسیای میانه/ مرکزی در گذشته، مکانی برای بسیاری از تمدن‌های بزرگ بوده است. دلیل آن نیز رشد و نمو ده‌ها دانشمند بزرگ در این منطقه، در سده میانه بوده است. اگر بخواهیم نام تمام این دانشمندان را بیان کنیم، چند صد نفری می‌شوند. برای مثال می‌توانیم نام محمدبن‌موسی خوارزمی، ابن‌کثیر فرغانی، ابوریحان بیرونی، ابن سینا، اُلُغ‌بیگ، برهان‌الدین مرغلانی، محمد بخاری، محمود زمخشری و بسیاری دیگر را بشماریم. بسیاری از این دانشمندان در سده‌های میانی در آسیای مرکزی به دنیا آمدند و در کشورهای اسلامی به‌ویژه در بغداد، زندگی و فعالیت کردند. به اعتقاد دانشمندان اروپایی، اینکه بیش از 500 دانشمندی که در قرن نهم میلادی در بیت الحکمه فعالیت می‌کردند، متولد آسیای مرکزی بوده‌اند، امری بسیار مهم است. هر کدام از این دانشمندان در پیشرفت رشته‌های گوناگون علوم موجود در سده‌های میانه مانند ریاضی، فیزیک، کیمیا، نجوم و پزشکی تاثیر گذاشته‌اند.

 انگیزاسیون در غرب، روشنگری در شرق
خلج اوغلو: بله؛ در تمام دوران جنگ‌های صلیبی (1095-1291 م) ارتباط تنگاتنگی میان فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی صورت گرفت. در آن تاریخ، تمدن غرب چیز با ارزشی نداشت که ما بتوانیم از آن بهره بگیریم. در آن تاریخ، تمدن اسلامی در سطحی بود که کشورهای غربی به آن رشک ورزیده و غبطه می‌خوردند. اروپایی‌ها پس از دیدن اینکه در حکومت اسلامی مردم به طبقات مختلف دسته‌بندی نشده و جدای از نژاد و جنسیت خود، تنها به دلیل حرمت خالق خود، مقدس شمرده شده و با یکدیگر برابر به حساب می‌آیند، این را اساس جنبش رنسانس قرار دادند. بنابراین در اوایل سده 1100 میلادی، هنگامی که هوس (ه-او-س) در لهستان آمرزش‌نامه کلیسای کاتولیک را که همان فروش زمین توسط کلیسا از بهشت است، رد کرده و تثلیث را که نیز همان اعتقاد سه‌گانه بود را به میزانی رد می‌کند، به جرم تکفیر، زنده‌ زنده به آتش کشیده و به قتل می‌رسد. بنابراین اینگونه قیام‌ها، پایه‌گذار اندیشه‌های اولیه رنسانس بوده‌اند. فتح قسطنطنیه درست در زمانی که جریاناتی اینچنین، دنیای مسیحیت را ضعیف کرده بود، باعث انحطاط آن شد و آغاز رنسانس درست پس از فتح قسطنطنیه به غرب قدرت آزادی اندیشه را نشان داد، اما آزادی اندیشه چیست؟ آزادی اندیشه یعنی کتاب نوشتن دانشمندان و علمای مسلمان، در مورد اسلام و فلسفه این دین. زمانی که غزالی و دیگر علمای اسلامی در مورد دین بحث می‌کردند، در دنیای غرب کسی اجازه نداشت در مورد دین صحبت کند و حتی انسان‌ها به خاطر نظراتشان در دادگاه تفتیش عقاید محاکمه و در آتش سوزانده شده و شکنجه می‌دیدند.
 اینالجیک: صلیبیون پس از جنگ‌های صلیبی در سال 1291، منابع تمدنی را از سرزمین‌های اسلامی به غرب منتقل کرده و همین  انتقال تمدن اسلامی به اروپا، پایه‌گذار رنسانس شد.
قسطنطنیه، فتح الفتوح تمدن اسلامی

 خلج اوغلو: فتح قسطنطنیه در سال 1453 میلادی(برابر  با قرن 9 هـ.ق)، غرب را به خود آورد. زیرا قسطنطنیه که مرکز و قطب شرقی کلیسای ارتدوکس و دنیای مسیحیت بود، به دست مسلمانان افتاده بود. فتح قسطنطنیه برای مسلمانان نیز اهمیت زیادی داشت و آغازگر دوره‌ای جدید برای مسلمانان بود. در این دوره جهان اسلام به اوج عصر طلایی خود رسید و مدارسی که در سمرقند، خیوه، بغداد، تبریز و اصفهان افتتاح شده بود عالمان بزرگی تربیت می‌کردند.
 خلیل اینالجیک: حتی در اروپا، به نخستین اسکولاستیک‌ها (پیروان حکمت مدرسی) مانند اسکات و دیگران تا قرن پانزدهم میلادی در بولونیا، فلسفه ابن‌رشد تدریس می‌شد. در علم نجوم آثار غیاث‌الدین جمشید کاشانی و الغ بیگ و پیش از او زکریای رازی، ترجمه می‌شد. راهبان اسکولاستیک اروپا برای آموختن فلسفه به اسپانیا (آندلس) می‌رفتند و در مدارس اسلامی به تحصیل مشغول می‌شدند. آثار ابن رشد و ابن سینا، مانند «قانون» ترجمه می‌شد. یعنی فرهنگ اروپا تا قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی از طریق تمدن اسلامی توانست به تمدن مدرن دست پیدا کند و آشکارا نشانگر فرهنگ اسلامی- ایرانی بود.

 ساختارگریزی طبقاتی در تمدن اسلامی
 خلج اوغلو: تمدن اسلام، یک سیستم فکری را پایه گذاشت که تفکرات دوران جاهلیت اعراب را از پایه ویران کرد و در مقابل نیز، فاصله طبقاتی و دسته‌بندی مردم به رعیت و اشراف در اروپا را از بین برد و به همه مردم به چشم بندگان خداوند نگاه کرد و با آن‌ها، از در عدالت و برابری رفتار کرد. در اندیشه اسلامی، بدون توجه به اختلافات نژاد و جنسیت اشخاص و تنها با صفات بندگان خدا، همه در تمام مراتب دولتی، برابر با یکدیگر به حساب می‌آمدند. این طرز فکر بسیار مهم است، مخصوصاً در شرایط آن دوران که اروپا، در قرون وسطی به سر می‌برد و مردم به طبقات گوناگون اصیل‌زاده و بورژوا و در مقابل طبقه رعایا و کشاورزان و گروه جداگانه‌ای به‌عنوان طبقه کشیشان تقسیم و زیر فشار این فاصله طبقاتی له می‌شدند.

∟ اومانیسم غربی و ماجرای انحطاط یک تفکر
 خلیل اینالجیک: اروپایی‌ها آمدند و از ما، از اسلام، تمدن و فرهنگ را آموختند، اما زمانی که دانشمندان بیزانسی پس از فتح استانبول به ایتالیا رفتند و زبان یونانی را آموختند، در آنجا با جریان جدیدی به نام «اومانیسم» که در فلورانس شروع شده بود، آشنا شدند و بدین ترتیب فرهنگ جدیدی در مقابل تمدن الهی اسلامی ایجاد شد. به‌تدریج تمدنی مادی شکل گرفت که عبارت بود از اومانیسم و سکولاریسم که اگرچه طریق فکر و اندیشه و علم و هنر را از تمدن اسلامی گرفته بود، ولی آن را با تفکرات مادی اومانیستی آلوده کرد و کاملاً در برابر سمت‌گیری الهی تمدن اسلامی قرار گرفت. این را اسلام یا ایران ایجاد نکرد. تمدن اسلامی تنها زیرساخت‌های آن را ایجاد کرد و اروپا خود در قرن 14 و 15 میلادی با مراجعه مستقیم به منابع یونانی، فرهنگ معاصر اروپایی را به‌وجود آورد. گفته شد در این فرهنگ، عقل‌گرایی اصل است و باید با خرد به جهان هستی نگریست. از همین روی از فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی رفته‌رفته فاصله گرفت. این درحالی بود که تمدن اسلامی شرعی‌تر شد. تمدن اسلام با استفاده از فرهنگ ایرانی - اسلامی که در قرون اولیه حاکمیت اسلام به اوج خود رسید، همچنان پایدار ماند، اما اروپا از این تمدن منحرف شد و به بهانه آثار افلاطون و ارسطو، مدعی شد که یک تمدن عقل‌گرایانه را پایه‌ریزی کرده است، اما حاصل این تمدن به اصطلاح عقل‌گرا، خشونت و استعمار و نژادپرستی و کشتار ملت‌ها بود.
حسن چلپی: اصل تمدن‌های اروپا، دارای منشأیی از تمدن اسلامی هستند. در ترکیه موزه‌ای افتتاح شده است و در آن موزه، اطلاعاتی از علوم مکانیک گذشته و قالب‌های دستگاه‌هایی وجود دارد که دانشمندان آن را در کتب خود نوشته و اروپایی‌ها با ترجمه این کتاب‌ها، این علوم را آموختند و امروز همان دستگاه‌ها را به ما می‌فروشند.

∟ دادوستد تمدنی ترک‌ها و ایرانی‌ها
 خلج اوغلو: ترک‌ها با ایران در دوران سلجوقیان در سال 1037 و پیش از آن در زمان آق‌قویونلو و قره‌قویونلوها، همینطور در دوران غزنوی‌ها، ایلخانیان، صفویان، شاه اسماعیل، نادرشاه، افشاریان و قاجار یعنی در سال 1304 نیز تعاملاتی داشته‌اند. ترک‌ها و ایرانی‌ها در این دوران، تاثیرات متقابل گوناگونی بر یکدیگر گذاشته‌اند. اسلام آوردن ترک‌ها از سر زور و با جنگ نبوده، چون باورهای اسلام با باورهای کهن ترک‌ها تا نسبتی مطابقت داشت، آن‌ها خود خواسته به اسلام ایمان می‌آورند. ترک‌ها در دوران سلجوقی، که دوران حضورشان در ایران است، دین را با تمام جنبه‌های خود تجربه می‌کنند. هنگامی که ایران را می‌گردیم، می‌بینیم در دوران سلجوقی اماکن مذهبی و مدارس بسیار ساخته شده بوده است. ترک‌ها پس از پذیرش دین اسلام، زبان عربی را به‌عنوان زبان علم و زبان فارسی را به‌عنوان زبان ادب، پذیرفتند و تنها در مکاتبات رسمی از ترکی استفاده کردند. این رویه به امپراتوری عثمانی نیز منتقل شد و در دربار عثمانی نیز زبان ادب، زبان فارسی بوده است. برای نمونه تمام پادشاهان عثمانی زبان فارسی را ‌آموختند، اما زبان عربی را نیز به دلیل ارتباطی که با دین اسلام داشت باید یاد می‌گرفتند. این بر کسی پنهان نیست که پادشاهان عثمانی از جمله سلطان سلیم اول، اشعار خود و حتی نامه‌هایش به شاه اسماعیل را به زبان فارسی می‌نوشت.
 اینالجیک: تمدن ایرانی در سال 640 قبل از میلاد، پس از تمدن بابل و آشور که در بین‌النهرین ایجاد شده بود، با امپراتوری عیلامی‌ها در ایران زمین تشکیل شد. قبیله‌های آریایی موجود در ایران زمین، با بهره‌گیری از تمدن‌های بین‌النهرین و افزودن وجه سیاسی به آن، تمدن خود را به یکی از مهمترین تمدن‌های جهان بدل ساختند. در تاریخ جهان تنها کسانی که پس از چینی‌ها، توانسته‌اند یک امپراتوری جهان‌شمول را بنا کنند، ایرانیان بوده‌اند و این سنت تا زمان تاسیس امپراتوری عثمانی در سال 1299 ادامه یافت. تمدن ایران پس از حمله اسکندر مقدونی، قالبی جدید به خود گرفت و یک شخصیت IranoGreek یعنی ایرانی- یونانی پیدا کرد.  تمدن و اکتشافات عظیم یونانیان با امپراتوری و قدرت سیاسی- نظامی بزرگ ایرانیان پیوند خورد و یک تمدن ایرانی- یونانی یعنی همان فرهنگ هلنیسم (یونانی‌گرایی/یونانی‌مآبی) آغاز شد. بارزترین نمونه این گرایش را می‌توان در اسکندرنامه نظامی گنجوی مشاهده کرد. در اسکندر نامه، اسکندر مقدونی/ اسکندر کبیر در میان پادشاهان ایران زمین جای می‌گیرد و نام کتاب نیز از نام وی گرفته شده است. در اسکندرنامه، نظامی گنجوی تاریخ ایران را از ابتدا همراه با تاریخ یونان و فتوحات اسکندر تا قرن 14 میلادی بیان می‌کند.
 در «سیاست‌نامه» خواجه نظام الملک هم این چنین آمده است: «بقای یک دولت، تنها با عدالت میسر می‌شود. عدالت مهمترین صفتی است که یک حکمران باید صاحب آن باشد.» این طرز فکر، همان محور شیوه فکری است که از اندیشه اسلامی برخاسته است. این یک نظریه سیاسی اسلامی است که از آموزه‌های قرآن گرفته شده است. این نظریه سیاسی در دربار عثمانی نیز مورد استفاده قرار گرفت. در طرز فکر عثمانی نیز مهمترین وصف در حکومت و برای حاکم، عادل بودن و برقراری عدالت بود. ترک‌ها این اصل عدالت را در قرن 11 میلادی، قبول کرده و سلجوقیان پس از بدست آوردن حکومت ایران، سعی کردند اجرا نمایند.
ایرانیان از سال 1040 میلادی قدرت اداره امور سیاسی- نظامی را به دست گرفتند و پس از آن در اداره امور با ترک‌ها همکاری کردند. برای مثال خواجه نظام‌الملک طوسی به بالاترین مرتبه در دربار سلجوقی رسید، اما اساس قضیه شریعت اسلامی بود که تاثیر زیادی بر این طرز تفکر داشت. حکومت سلجوقی از نظر فرهنگ، تمدن و طرز تفکر و اداره کشور، یک امپراتوری اسلامی - ایرانی است. بعد از آمدن مغول‌ها، در زمان ایلخانیان نیز ارتش و اداره دولت از هم جدا بود. شاید که یک بیگ در رأس امور نظامی قرار داشت، اما دولتمردان ایرانی مانند خواجه نظام الملک بودند که دولت را به شیوه دیوان‌سالاری اسلامی - ایرانی اداره می‌کردند. پس از استیلای مغولان و آمدن ایلخانان در سرزمین‌های اسلامی نیز ارتش و اداره کشور از هم جدا بود و تا تاریخ 1334 میلادی که تاریخ فوت آخرین حکمران مغول بر این سرزمین‌هاست نیز اداره کشور به دست دولتمردان ایرانی بود. در زمان ایلخانان مغول، ماموران مالیاتی که در قونیه فعالیت می‌کردند، همه ایرانی بودند و آداب ایرانی - اسلامی را به آناتولی آوردند. هنگامی که عثمانی‌ها در تاریخ 1453 میلادی، به رهبری سلطان محمد فاتح، امپراتوری خود را تاسیس کردند، از نظر فرهنگ و مدنیت تماماً از فرهنگ ایرانی- اسلامی پیروی داشتند. آنچه ترک‌ها در زمینه اداره دولت از حکومت‌های اسلامی یاد گرفتند، حاکمیت قوانین و اتوریته دولت بود. این یک تاثیر جدید از ادبیات و فرهنگ ایرانی هم محسوب می‌شد. از یکسو سنت‌هایی مانند مجلس گفت‌وگو، شعر و حتی قانون‌مداری از فرهنگ اسلامی - ایرانی برمی‌خیزد و از سوی دیگر دیوان‌سالاری و ادبیات ایرانی- اسلامی پایه‌های فرهنگی امپراتوری عثمانی را می‌سازد، اما دولتمردان ترکی که پس از 1040 به حکومت رسیدند، تنها از حاکمیت قوانین اسلامی پیروی کردند.
ادبیات کلاسیک ترک، با تقلید از آثار بزرگ شاعران ایرانی پدید آمد. برای مثال اسکندرنامه نظامی که شاعر گرمیانی با ترجمه آن توانسته نخستین اثر در ادبیات کلاسیک ترک را به وجود بیاورد. این تاثیر ادبیات ایرانی بر روی ترک‌ها ادامه پیدا می‌کند. ولی‌الدین احمد پاشا (یکی از دولتمردان و شاعران بزرگ در زمان محمد ثانی و بایزید ثانی است) با خواندن دیوان‌های فارسی، بنیاد ادبیات کلاسیک عثمانی را گذاشته است. در دوره سلجوقیان، شاعرانی مانند قانعی(منظورش، ملک الشعرا امیر بهاءالدین احمدبن‌محمود قانعی‌ طوسی) و تاریخ‌نگارانی مانند ابن بی‌بی (امیر ناصرالدین حسین‌بن‌محمد‌بن‌علی جعفری ابن بی‌بی) آثار خود را  به فارسی نوشتند. حتی سلاطین سلجوقی نیز اشعار خود را به فارسی می‌سرودند و در مجالس آن‌ها، شاعران، ایرانی و فارسی‌گو بودند.
اقامت برخی شاعران ایرانی در عثمانی به این روند هم کمک کرد. مثلاً مولانا جلال‌الدین بلخی در قونیه اقامت کرد و با آثارش تاثیر شگرفی بر شاعران و هنرمندان ترک‌زبان داشت. فرهنگ و ادبیات فارسی، فرهنگ و اندیشه اسلامی را به عثمانی آورد. در تاریخ آمده در شهرهای غرب، مثلاً در شهر بورسا، مردم عربی نمی‌دانستند. زمانی‌که ابن‌‌بطوطه به بورسا می‌آید، برای اینکه روستاییان آنجا عربی نمی‌دانستند، می‌پرسد: آیا در اینجا شخصی هست که عربی بداند؟ پاسخ می‌دهند که بله کسی هست. هنگامی که او را پیش ابن‌بطوطه می‌آورند، ابن بطوطه می‌بیند که این شخص فارسی صحبت می‌کند، نه عربی. ابن بطوطه تعجب می‌کند و می‌گوید اینکه عربی حرف نمی‌زند و آن شخص بیچاره هم برای تبرئه خود می‌گوید، اینکه من حرف می‌زنم فارسی قدیم است. یعنی نتیجه می‌گیریم که در آناتولی همه از روستایی گرفته تا امام ده، فارسی بلد بودند و آن را از ادیبان و هنرمندان و شاعران بزرگ مانند جلال‌الدین بلخی گرفته بودند. عثمانی‌ها که در آناتولی حکومت می‌کردند، توان مقابله با حکومت ایران که در آن زمان در دست سلجوقیان بود و قدرت خود را از مغولان می‌گرفت، نداشتند. البته سلجوقیان نیز یک حکومت درجه دوم به‌شمار می‌رفتند. بنابراین عثمانی‌ها همیشه در ادبیات خود از سنت‌های ایرانی پیروی کردند. برای تعلیم از استادان ایرانی بهره گرفتند. شاعر بزرگ، عبدالرحمن جامی هنگامی که از مکه باز می‌گشت در شهر حلب پیغامی از سلطان محمد فاتح دریافت می‌کند. محمد فاتح، جامی را به استانبول دعوت کرده و برایش 5000 سکه طلا می‌فرستد، اما جامی که در زمان تیموریان می‌زیست، در امپراتوری اسلامی زندگی می‌کرد که دارای مراکز فرهنگ مهمی مانند هرات، مرو و سمرقند بود و به این دلیل نیز به فرهنگ نوپای ترکی که در حال شکل‌گیری در استانبول بود رغبتی نشان نداد و به هرات بازگشت.

∟ طب اسلامی؛ از ارس تا نیل
 عبدالحلیم اف: اگر بخواهیم در مورد ابن‌سینا صحبت کنیم، وی تنها یک پزشک حاذق نبود، بلکه یک فیلسوف نامی نیز بود. مشهورترین اثر وی «القانون فی الطب» (قانون در طب) است. کتاب «الشفاء»، «دانشنامه»، «کتاب الاشارات و التنبیهات» و «العجوز فی طب» از دیگر آثار مهم ابن‌‌سینا هستند که در پیشرفت حوزه‌های ستاره‌شناسی، داروسازی و ادبیات تاثیر زیادی گذاشته‌اند. به‌ویژه کتاب «القانون فی الطب» ابن‌سینا، یکی از مهمترین منابع پزشکان بوده است که ارزش خود را تا به امروز حفظ کرده است. کتاب «الصیدنه فی الطب» ابوریحان بیرونی، نیز که یکی از مهمترین اثرهای او به حساب می‌آید، در باب داروسازی (در مورد داروهای گیاهی و خواص آن) نوشته شده است.
 بدری مرادف: پزشک بزرگ ابن‌سینا، نه تنها در آسیای مرکزی، بلکه در اروپا نیز از از شهرت بسیار زیادی برخوردار بود. آثاری که او در حوزه پزشکی نوشته است، موجب پیشرفت و توسعه این علم در جهان گشته است.

فواد سزگین: مسلمانان از قرن دهم میلادی به بعد، در ابزارهای پزشکی که عموماً از تولیدات دیگر ملل بود، تغییرات گسترده‌ای اعمال کردند. ما امروزه در موضوعات مربوط به ابزار پزشکی، به کتاب ابوالقاسم زهراوی، پزشک و جراح بزرگ اندلسی استناد می‌کنیم. زهراوی در فصل آخر کتاب بزرگ پزشکی (اسم کتاب التصریف لمن عجز عن التالیف است که با نام اختصار التصریف نیز شناخته می‌شود) که آن‌را در 30 فصل نوشته بود، نزدیک به 200 ابزار پزشکی را شرح می‌دهد. او در این کتاب که در قرن 12 میلادی به زبان لاتین نیز برگردانده شد (مترجم کتاب شخصی به نام ژراردو کرمونایی بوده است) با کشیدن تصویر ابزار، کاملاً شرح می‌دهد که کدام‌ یک ساخت یونانیان بوده است، این ابزارها تا چه اندازه در جهان اسلام کاربرد داشته‌اند و کدام ابزار را شخص او اختراع کرده است. پس از ترجمه این کتاب و انتشار تصاویر مربوط به ابزار پزشکی، ساخت این ابزار گسترش بسیار زیادی پیدا کرد. ابزارهایی که زهراوی و دیگر اطبا در کتاب‌های خود شرح داده بودند، تا قرن 19 میلادی در اروپا، مورد استفاده قرار می‌گرفت. در یونان و دیگر مراکز فرهنگی عمل‌های جراحی آب مروارید چشم صورت می‌گرفت، اما این عمل‌ها تنها برای زیبایی بود. از قرن دهم میلادی، جراحی‌های آب مرواریدی که در دنیای اسلام صورت می‌گرفت، تنها عمل زیبایی نبود و قدرت بینایی را نیز به شخصی که آب مروارید داشت باز می‌گرداند. عمار الموصلی را که در قرن دهم میلادی می‌زیست می‌توان از بزرگترین چشم پزشکان دنیای اسلام بنامیم. یولیوس هیرشبرگ، تاریخ‌نگار چشم پزشکی می‌نویسد: «جراحی‌های چشمی که عمار الموصلی در قرن دهم میلادی انجام می‌داد را اروپاییان در قرن 19میلادی موفق شدند انجام دهند.»
 خلج اوغلو: در زمان سلطان محمد فاتح، یعنی در سال 1464میلادی، پزشکی به نام شرف‌الدین صابونجی اوغلی، که پزشک ارشد قصر آماسیه بوده است، کتابی به نام «الجراحیه الایلخانیه» می‌نویسد و با وجود اینکه نقاشی از منظر اسلام در آن تاریخ حرام بود، تمام جراحی‌ها را با رسم نقاشی‌های رنگی به تفصیل توضیح می‌دهد. او بدون پنهان کردن چیزی، هم تمام نقاط بدن انسان، هم تک‌تک ابزاری را که مورد استفاده قرار می‌گرفت، نقاشی کرده بود. نکته جالب این بود که دانشمندان مسلمان در آن تاریخ، میکروب را کشف کرده بودند. آق شمس‌الدین در تعریف بیماری اینگونه می‌گوید: «بیماری‌ها به واسطه جانداران کوچکی که انسان‌ها نمی‌توانند آن‌ها را با چشم ببینند، منتقل می‌شود.»
اگرچه آق شمس‌الدین لفظ میکروب را به کار نبرده است، اما آن را تعریف کرده است. شرف‌الدین صابونجی اوغلی نیز در آن تاریخ پادزهر مار را کشف کرده بود. خود صابونجی اوغلی در کتابش می‌نویسد که معجونی کشف کرده بود. برای امتحان معجون خود، خروسی را در کنار ماری قرار می‌دهد تا مار او را بگزد. بعد از معجون خود به خروس می‌دهد. هنگامی که می‌بیند خروس تا صبح نمی‌میرد. کاری می‌کند تا مار انگشت خودش را بگزد و این را نیز رسم می‌کند. سپس معجون را روی خود امتحان می‌کند و وقتی می‌بیند این معجون یا همان پادزهر  زهر مار را بی‌تاثیر می‌کند، این را همراه با رسم تصاویرش درکتابش می‌نویسد. نمونه‌ای دیگر؛ پزشکان در آن تاریخ، یعنی در سال 1964 میلادی، بیماریی به نام سرطان را کشف می‌کنند.

∟ مشرق زمین؛ مرکز دایره هندسه و ریاضیات
 سزگین: مسلمانان با علم هندسه‌ای که در تمدن بابل و مصر باستان کشف شده و در یونان باستان به اوج خود رسیده بود، در قرن هشتم میلادی به واسطه ترجمه کتب قدیمی آشنا شدند. مسلمانان در اوایل قرن نهم میلادی توانستند از استادان یونانی خود در علم هندسه جلو بزنند. آنان همانطور که باعث پیشرفت تئوری‌های علم هندسه گشتند، در پیشرفت ابزار مورد استفاده هندسه نیز قدم‌های مهمی برداشتند. نخستین اقدام مسلمانان این بود که در اوایل قرن دهم میلادی، اصل استفاده سیستماتیک از پرگار برای حل مساله‌های هندسه را پایه گذاشتند. بر اساس تحقیقاتی که ویلهلم گوتهان، تاریخ‌نگار ریاضی در سال 1897 میلادی منتشر کرد، ابوالوفا بوزجانی پایه‌گذار این اصل، استفاده سیستماتیک از پرگار در حل مسایل هندسی بوده است. این ابزار که در دنیای اسلام کشف و برای رسم اشکال بیضوی، پارابول و هایپربول استفاده می‌شود، در قرن 16 میلادی به دست اروپایی‌ها رسید و لئوناردو داوینچی و یک دانشمند دیگر ایتالیایی اولین اشخاصی بودند که آن را به کار برده‌اند.
 عبدالحلیم اف: اگر بخواهیم با یک دیدگاه کرونولوژیک (گاه‌نگاری) به موضوع نگاه کنیم، محمد‌بن‌موسی خوارزمی در قرن نهم هجری زیست و در بیت الحکمه بغداد که توسط مامون خلیفه عباسی تاسیس شده بود، دست به اختراعات بزرگی در حوزه ریاضی، جغرافی، نجوم و هندسه زد. محمد‌بن‌موسی خوارزمی در آسیای میانه، به‌عنوان پیشرو علوم ریاضی در شرق شناخته می‌شود. او در کتاب «الجبر و المقابله» خود، با بررسی آثار دانشمندان هندی و یونانی هم عصر خویش، آنگونه کتابی را پدید آورد که هنوز در بسیاری از دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی اروپا خوانده می‌شود. این اثر در قرون وسطی به زبان لاتین نیز ترجمه شده بود. علاوه بر این، در آن دوره به توسعه معادلات ساده و سخت نیز کمک بسیار کرده بود. در نتیجه محمدبن‌موسی خوارزمی، نخستین کسی بود که در دنیای اسلام از صفر استفاده کرد. البته صفر پیش از وی نیز توسط ریاضیدانان هندی مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما خوارزمی، نخستین دانشمند مسلمانی بود که صفر را در کتاب «الجبر و المقابله» خود استفاده کرد و باب استفاده از آن را در جهان اسلام گشود و باعث آسان شدن حل معادلات سخت گشت. ابوریحان بیرونی و ابن سینا را نیز می‌توان، مهمترین دانشمندان آن دوران شمرد. هر دو دانشمند در بسیاری از علوم زمان خود مانند ریاضی، نجوم، زمین‌شناسی و فلسفه دارای تخصص بودند.

 کیمیاگری تمدن اسلامی
سزگین: یکی از عجیب‌ترین اتفاقات ثبت شده در تاریخ علوم این است که دانشمندان مسلمان در قرن هشتم میلادی در بغداد، به واسطه این کتاب‌ها، اساتید و ابزارهایی که جهان اسلام به آن‌ها بسیار زودتر از غرب دست پیدا کرده بود، در آستانه یک کشف عظیم قرار گرفتند. جابربن‌‌حیان را می‌توانیم به‌عنوان کیمیاگر و دانشمند شیمی معرفی کنیم. جابر به وسیله گردآوری رساله‌ها و کتابچه‌هایی که به دستش رسیده بود، تا آستانه ایجاد یک رشته علمی جدید پیش رفت. از او صدها کتاب، پر از نظریه‌ها و استدلال‌های فیلسوفانه برجای مانده است. حیان آغازگر روش آنالیز کمی و کیفی در علم شیمی بوده است. علم شیمی که در جهان اسلام با حیان، به اوج خود رسیده بود، پیشرفت‌های دیگری نیز می‌کند. برای نمونه، اکتشافات عملی مهم محمد‌بن زکریای رازی را در قرن نهم میلادی می‌توانیم مثال بزنیم. تا قرن پانزدهم میلادی یک نوع جوهر عجیب ساخته می‌شود. دانش علم شیمی که آغازگر آن، جابر بن حیان بود، در قرن 12 میلادی به اروپا رسید. اروپاییان صدها کتاب را با نام گیبر که همان جابر است، منتشر کردند. کتاب کیمیاگران بزرگ مسلمانی که به اروپا می‌رسید، ذهن و تخیل اروپایی‌ها را مشغول خودشان می‌کرد. آن‌ها سعی داشتند تخیلات خود را به وسیله نقاشی‌ها نشان دهند.
 دشوارترین قسمت در رسم درست نقشه کره زمین، پیدا کردن طول جغرافیایی بود. دانشمندان مسلمان برای محاسبه طول جغرافیایی از روش یونانیان و هندی‌ها استفاده می‌کردند که مبتنی بر ماه گرفتگی بود. این روش دقیقی نبود و در آن اشتباهات سه الی پنج درجه‌ای دیده می‌شد. دانشمندان مسلمان از قرن دهم میلادی برای برطرف کردن این اشتباهات تلاش بسیار کردند. کشف دانش مثلثات کروی و روش‌های محاسبه آن، برای اندیشمندان فرصتی پدید آورد تا بتوانند طول دقیق جغرافیایی را محاسبه کنند.
ابوریحان بیرونی که از مهمترین دانشمندان جهان اسلام در نیمه نخست قرن 11 میلادی بود و جورج سارتن وی را به‌عنوان یکی از بزرگترین دانشمندان جهان معرفی می‌کند، پس از تلاش فراوان، روش محاسبه جدیدی یافت. روش بیرونی به دانشمندان این امکان را می داد که طول جغرافیایی را به دقیق‌ترین شکل ممکن محاسبه کنند. روش اینگونه بود که بر اساس اصول مثلثات کروی، عرض جغرافیایی دو شهر یا نقطه را در طبیعت تعیین کرده  و فاصله میان دو نقطه را بر حسب واحد ال (یک یکای اندازه‌گیری درازا) محاسبه می‌کرد، به این ترتیب به سه عدد دست یافت و با استناد به عدد سوم، طول جغرافیایی را به‌دست ‌آورد. بیرونی برای امتحان این روش به مدت دو سال را محاسبه کرد. هنگامی که مختصات ثبت شده توسط بیرونی را، با مختصات بدست آمده توسط روش‌های جدید مقایسه کنیم، می‌بینیم که اختلاف موجود میان آن‌ها 6 الی 40 دقیق است. شاید این نشان‌دهنده اشتباه روش بیرونی باشد، اما این روش بی‌شک خارق‌العاده بود و تا نیمه نخست قرن بیستم نیز، در علم جغرافیا روشی بهتر از آن یافت نشد.  
اطلاعاتی که در قرن دهم میلادی از اقیانوس‌ها موجود بود، همان اطلاعات کتاب محیط بود. شرق شناسان در قرن بیستم میلادی توانستند کتب دریانوری مشهور ابن‌ماجد و سلیمان مهری را پیدا کنند. هنگامی که کتاب‌های این دو دریانورد را مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که آن‌ها از یکسو با مبنا قرار دادن ستاره‌های ثابت و از سوی دیگر با تکیه به یک قطب‌نمای پیچیده، اطلاعات دریانوردی بسیار پیچیده و تکامل یافته‌ای را در اختیار ما قرار داده‌اند، اما در قرن نهم و یا دهم میلادی، یک قطب‌نمای اولیه  که به دست چینی‌ها ساخته شده بود، به جهان اسلام راه پیدا کرد. دریانوردانی که در اقیانوس هند فعالیت می‌کردند، با تکیه بر دانش ستاره‌شناسی و هندسه مسلمانان، کم‌کم پایه یک علم نوین را بنا کردند. این باور که پرتغالی‌ها پایه‌گذاران دریانوردی مدرن بوده و بهترین نقشه‌ها از اقیانوس هند و قاره آفریقا را کشیده‌اند، نظریه‌ای است که جای بحث دارد. امروزه با استناد به منابع پرتغالی، با قاطعیت می‌توانیم این را اثبات کنیم که پرتغالی‌ها قبل از آغاز سفرهای اکتشافی خود، نقشه‌های بسیار دقیقی که در جهان اسلام رسم شده بود را در دست داشتند و به خوبی می‌دانستند که برای سفر به آفریقا و هند، کدام مسیر را باید بپیمایند. این شایعه که واسکو داگاما به هند سفر کرده و پس از بازگشتش، نقشه دقیقی از آفریقا را رسم می‌کند ادعایی‌ است که علم نقشه‌کشی نمی‌تواند آن را بپذیرد. اساساً این ادعا که پرتغالی‌ها خالق این نقشه‌ها و پایه‌گذار دانش دریانوردی هستند، افسانه‌ای‌ است که در قرن 19 میلادی ساخته شده است. از کتاب‌های ابن‌ماجد و سلیمان مهری می‌توان فهمید که قطب‌نما از قرن نهم - دهم میلادی، توسط دریانوردانی که در اقیانوس هند کشتیرانی می‌کردند، مورد استفاده قرار می‌گرفت، اما قدیمی‌ترین اطلاعاتی که از قطب‌نماهای مورد استفاده در خشکی داریم، متعلق به کتابی است که در قرن سیزدهم میلادی توسط اشرف، پادشاه یمن نوشته شده است.
مسلمانان در جغرافیای انسانی هم، به سطح دانش قرن نوزدهم رسیده بودند. متاسفانه اروپایی‌ها به دلایل نامعلومی کتاب‌های جغرافی بزرگ دانشمندان مسلمان را ترجمه نکردند. اروپایی‌ها تنها از قرن هفدهم میلادی به بعد، با بعضی از کتاب‌های جغرافیایی مسلمانان آشنا شدند. در اروپا تا قرن نوزدهم میلادی هیچ اثری در حوزه جغرافیای انسانی وجود ندارد.

 خلج اوغلو: هنگامی که دانشمندان مسلمان گرد بودن زمین و مختصات جغرافیای کره زمین را کشف کرده بودند، جهان مسیحیت هنوز به صاف بودن زمین اعتقاد داشت و ادعا می‌کرد از آنجا که دنیا بر روی شاخ یک گاو نر قرار دارد، زلزله ایجاد می‌شود. به همین دلیل نیز هنگامی که گالیله، ادعا می‌کند که دنیا گرد است و زمین می‌چرخد، کلیسا او را به کفرگویی محکوم می‌کند و در دادگاه تفتیش عقاید محاکمه می‌شود. پس از فشارهایی که به گالیله وارد شد، گالیله حرف خود را مبنی بر گرد بودن و چرخیدن دنیا پس گرفت، اما هنگامی‌که از زندان خارج می‌شد گفت: «درست است که من در داخل زندان گفتم که دنیا نمی‌چرخد، اما بدانید که با این وجود، دنیا باز می‌چرخد.»
 عبدالحلیم اف: در مورد ستاره‌شناسی نیز «قانون مسعودی» ابوریحان بیرونی از جمله آثار مهمی است که بیرونی آن را به نام سلطان محمود غزنوی، حاکم وقت کرد و به او هدیه داد.

 نسخه ابن هیثم برای داوینچی
 سزگین: دانشمندان مسلمان از قرن نهم میلادی، مانند دیگر حوزه‌های علم، در ستاره‌شناسی نیز به کشف ابزارهای جدید دست زدند. نخستین کشف جدید در حوزه ستاره‌شناسی، کشف اسطرلاب کروی بوده است. اسطرلاب کروی برای نخستین‌بار در قرن نهم هجری ساخته شد و تکامل آن تا قرن 15 میلادی به طول انجامید. مسلمانان تا قرن نهم و دهم میلادی، روش‌های محاسبه عرض جغرافیایی که از یونانیان، هندی‌ها و دیگر ملت‌ها را یاد گرفته بودند استفاده می‌کردند. این روش‌ها عبارت بودند از یک یا دو روش، که اتفاقاً بسیار هم سخت بود، اما در بعضی روزهای سال، قابل استفاده بودند. مسلمانان سعی کردند این انحصار را بشکنند و تا قرن 12 میلادی، روش‌های بسیار گوناگونی پیدا کردند. بر همین اساس مسلمانان به آسانی می‌توانستند، هر روز از سال و هر ساعت از روز عرض جغرافیایی را پیدا کنند. قدیمی‌ترین مدرک موجود در این زمینه در کتاب ابوریحان بیرونی است.
دستاوردهای علم نورشناسی (اپتیک) باقی‌مانده از یونانیان باستان، در قرن 11 میلادی توسط دانشمندان بزرگی به نام ابن‌هیثم، به صورت مدرن و تجربه‌گرا پایه‌گذاری شد. کتاب «البصریات» (علم البصار) ابن‌هیثم در قرن 12 میلادی به زبان لاتین ترجمه شد. ترجمه این کتاب که در اروپای جنوبی و ایتالیا منتشر شد، تاثیر فراوانی بر دانشمندان بزرگی مانند لئونارد داوینچی گذاشت. کتاب «البصریات» ابن‌هیثم، علاوه بر آنکه مهمترین کتاب نوشته شده در زمینه پرتوشناسی است، اثری است که پایه‌های فیزیک مدرن را نیز پایه‌‌گذاری کرد. در این خصوص محققان اروپایی از قرن 19 میلادی تا به امروز، مطالعات بسیاری روی این کتاب انجام داده‌اند. ابن‌هیثم، نمونه نخست علم عکاسی مدرن را ارائه کرد. تاریخ‌نگاران علوم مدرن، بدون هیچ شکی ابن هیثم را کاشف تاریک‌خانه می‌دانند و اثبات این را در دانشنامه‌ها نیز می‌توان دید. نمونه دوم ساخته‌های ابن‌هیثم برای اندازه‌گیری انعکاس نور است. وی با استفاده از این مدل و هفت آینه، این قانون را اثبات می‌کند که زاویه شکست پرتو نور برابر است با زاویه  تابش نور به آینه. ابن‌هیثم از یک شکل استوانه‌ای مانند، استفاده کرده است.
دانشمندان اسلامی از قرن نهم میلادی، سعی به توضیح پدیده ایجاد رنگین‌کمان کردند. در میان این عالمان، نخستین دانشمند فیزیک نور جهان ابن‌هیثم و ابن‌سینا نیز قرار داشتند. این دو دانشمند بزرگ هر یک برای روشن‌سازی این پدیده نظریه‌هایی بیان کردند که فیزیک نور هنوز به پیشرفت‌های لازم برای روشن کردن این موضوع دست نیافته بود و برای کشف علت ایجاد رنگین‌کمان بشریت باید تا صد سال صبر می‌کرد. شرح این پدیده (رنگین کمان)، در کتاب کمال‌الدین فارسی که یکی از ستاره‌شناسان و دانشمند برجسته فیزیک نور بود و علاوه بر آن شرح کتاب‌های ابن‌هیثم را نیز نوشته، بیان شده است.
حدوداً 5 الی 10 سال پس از انتشار کتاب کمال‌الدین فارسی، همین نظریه را یک راهب آلمانی به نام «تئودوریک فرایبرگ» نیز در کتابش بیان کرده است. اروپایی‌ها از آن رو که با کتاب کمال‌الدین فارسی آشنایی نداشتند، این نظریه تئودوریک فرایبرگ را بزرگترین کشف تاریخ دانش اپتیک می‌دانستند. در اوایل قرن بیستم فیزیکدان برجسته آلمانی به نام «آیلهارد ویدمان» در می‌یابد که تئودوریک فرایبرگ در کتاب خود از لحاظ تئوریک و آزمایشات عملی به سطح کتاب کمال‌الدین فارسی نمی‌رسد. چند سده پس از عنوان این نظریه توسط فرایبرگ، نظریه‌ای مشابه را در کتاب دکارت می‌یابیم. به اعتقاد «ماتیاس شرام» دوست فیزیکدان من، دکارت از لحاظ عملی کمی فراتر از کمال‌الدین فارسی می‌رود، اما سطح علمی تئوری‌هایی که پایه انجام این آزمایش‌ها گشته‌اند، در کتاب کمال‌الدین فارسی قوی‌تر است.        
 ابزارهای جنگ نیز مانند دیگر ابزار، نخست در جهان اسلام گسترش یافته است. نخستین پیشرفت حاصل شده، در ابزار قدیمی بود که آن را منجنیق می‌نامیدند. منجنیق‌های قدیمی تا قرن دوازدهم میلادی، مانند یک تاب و گهواره‌ای بود که از میانش آویزان می‌شد. اروپایی‌ها 50 سال پس از جنگ‌های صلیبی توانستند با تقلید از این دستگاه منجنیق پیشرفته‌ای بسازند. استفاده از باروت، یکی از عوامل اساسی در پیشرفت سلاح‌های جنگی بود. بر اساس منابع تاریخی، مسلمانان استفاده از گلوله توپ را از قرن سیزدهم میلادی آغاز کرده‌اند.

 خوشنویسی به تاراج نرفته است
 حسن چلپی: هنر خوشنویسی همواره یکی از هنرهای اصلی در میان هنرهای اسلامی بود و از زمان آغاز هنر خوشنویسی تا به امروز نیز تغییری نکرده است. حتی این هنر بهبود یافته و زیباتر نیز شده است. زیرا از زمان آغاز حکمرانی دولت‌های اسلامی تا به امروز، شاهد حکومت 6-5 دولت بزرگ بوده‌ایم. اگر به تاریخ بنگریم می‌بینیم که این هنر از دوران حکومت پیامبر که «عصر سعادت» نامیده می‌شود، آغاز شده است و از دوران حکومت امویان، عباسیان، سلجوقیان، صفویان و عثمانی گذشته و امروز به ارث رسیده است. در این دوره‌ها زمانی از شام تا بغداد و ایران، تحت تاثیر این هنر قرار داشتند. تاثیر این هنر سپس به قونیه و بعد از آن به استانبول نیز سرایت کرد. در تمام این ادوار، خطاطان بزرگی زندگی کردند و خواست مشترک همه آن‌ها نیز زیباتر شدن این هنر بود و همه در جست‌وجوی زیبایی بودند. این خطاطان با رعایت قواعد و اصول خوشنویسی به دنبال خلق بی‌نقص‌ترین اثر بوده‌اند. هنگامی که به گذشته می‌نگریم، می‌بینیم که هر دوره نقطه آغازین خاص خود را داشته است. برای نمونه در دوره عباسی، یاقوت مستعصمی و ابن‌بواب از خطاطان بزرگ آن دوران به شمار می‌آیند. در هنرهای اسلامی، تنها هنر خوشنویسی است که دست‌نخورده باقی‌مانده است و اروپایی‌ها نتوانستند در این هنر نفوذ کنند.

∟ معماری؛ سنت اصیل تمدنی    
  خلج اوغلو: اسلام هم به نوعی در زندگی جامعه تاثیرگذار بوده و این سنت‌ها در سازه‌های معماری‌ نیز منعکس شده است. این تفاوت‌ها باعث معماری گوناگون مساجد که یکی از مهمترین نمادهای اسلام است، شد.
 سزگین: در جهان اسلام، معماران مسلمان از وسایل زیادی برای اطمینان از صاف   بودن سطحی که قرار بود روی آن کار شود، استفاده می‌کردند.
 خلج اوغلو: اسلام زمانی که به معنای واقعی خود اجرا شود همیشه باعث پیشرفت و باعث تشکیل تمدن می‌شود. اسلام هیچ انسانی را برای نژاد خود محکوم نمی‌کند و تنها با نگاه به اعتقاداتش، او را ارزیابی می‌کند. اسلام هیچ انسانی را برتر از دیگری نمی‌داند و تنها در میزان تقواست که انسان‌ها با هم برابر نیستند و نسبت به یکدیگر برتری دارند. میزان تقوا را نیز تنها خداوند متعال است که می‌تواند ارزیابی کند. در نتیجه جهان اسلام در دنیای امروز، راه زیادی برای پیمودن دارد. جهان اسلام باید ساختارهای خود را از نو بسازد و عالمان اسلامی باید گرد هم بیایند و راهکارهایی را ارائه دهند که جوامع اسلامی بتوانند اسلام واقعی را در آن اجرا کنند. 

تاریخ :

1394/10/15 06:47:00 عصر

نویسنده :

سعید مستغاثی

کلیدواژه ها :

تمدن اسلامی - تمدن اروپا - انگیزاسیون در غرب - جنگ های صلیبی - ابن هیثم - ابن سینا - فلسفه اسلامی

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه عصر‌اندیشه شماره 10
دوشنبه , 05 تیر 1396 , 13:24