نبرد حوزه و دانشگاه

ضرورت احیاء سبک سنتی و قدرت قدیم حوزه


دکتر محمد حسین رجبی دوانی 1394/10/12 12:40:00 عصر

.

دکتر محمدحسین رجبی دوانی مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام و شیعه، دکترای تاریخ و تمدن از دانشگاه تهران و عضو هیات علمی دانشگاه امام حسین است. «کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی»، «تاریخ تحلیلی دوران امامت امیرالمومنین» و «پشتیبانی نظامی در سپاه‌های صدر اسلام» از آثار اوست.

***

برای فهم این موضوع که چرا برنامه «انقلاب فرهنگی» از ابتدای پیروزی انقلاب و نیز موضوع «تحول در علوم انسانی» به نقطه مطلوب نرسیده است، باید زمینه‌های تاریخی آن را بررسی کرد. ابتدای انقلاب مناظره‌هایی در سطح بالای علمی میان شهید بهشتی و آیت‌الله مصباح‌یزدی با «نورالدین کیانوری» دبیر‌کل «حزب توده» و «احسان طبری» تئوریسین بزرگ مارکسیسم در خاورمیانه برگزار ‌شد که تجربه ارزشمندی بود. حتی بین نمایندگان گروه‌های دانشجویی نیز مناظراتی صورت گرفت. چپی‌ها، پشت به دوربین می‌نشستند تا شناخته نشوند و این برای مردم بسیار جالب بود. اگر این‌ گفت‌وگوها و مناظره‌ها ادامه پیدا می‌کرد، قطعاً باعث می‌شد دانشگاه به دام گروه‌های سیاسی مخالف علم نیفتد؛ گروه‌هایی که نه‌تنها به آرمان‌های انقلاب عقیده نداشتند، بلکه در پی نابود کردن آن بودند. چند ماه پس از پیروزی انقلاب، به‌طور علنی در دانشگاه پلاکارد زدند و در آن نابودی جمهوری اسلامی را تبلیغ می‌کردند. روی این پلاکارد نوشته بود: «برقرار باد نظام جمهوری دموکراتیک خلق در ایران.» متاسفانه نیروهای انقلابی برنامه دقیقی برای رویارویی با این وضعیت نداشتند. البته نباید نقش بسیار مهم دانشجویان  مذهبی را در ابتدای انقلاب فراموش کرد که در برابر جریان‌های منحرف ایستادند و نهایتاً روند مقاومت به انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها کشیده شد. 
مشکل اصلی برنامه انقلاب فرهنگی نداشتن یک دستورالعمل حساب‌شده بود تا براساس آن دانشگاه‌های ما از یک طرف تبدیل به یک مرکز علمی بزرگ شوند و پاسخگوی نیاز کشور در زمینه تولید علم باشد، از طرف دیگر به پایگاه و باشگاه سیاسی تبدیل نشوند و برای احزاب در حکم یک حیاط خلوت نباشند. تصور می‌شد در سه سالی که دانشگاه‌ها تعطیل بود اقدامی اساسی صورت خواهد گرفت و یک برنامه مدون و نقشه راه برای بازسازی دانشگاه‌ها وجود دارد، اما زمانی‌که دانشگاه مجدداً باز شد، فعالیت گروهک‌های فاسد ادامه پیدا کرد، مانند گروه «نهضت آزادی» که به دانشگاه‌ها رخنه و برای مدتی بر دفتر تحکیم وحدت غلبه پیدا کردند. دانشگاه باز هم تبدیل به باشگاه سیاسی شد و روند تولید علم متوقف ماند. لازم بود که انجمن و لُجنه‌ای از علمای حوزوی و دانشگاهی تشکیل می‌شد و از آن‌ها می‌خواستند تا این علوم را مطالعه کنند و آنچه را در تضاد با تفکر توحیدی است، کنار بگذارند و مواردی را که قابل قبول عقل و شرع است، حفظ کنند و مواردی را که در علوم مختلف وجود ندارد، با آیات الهی تببین نمایند و غنا بخشند. 
عدم تحول در علوم انسانی ناشی از عملکرد حوزه‌های علمیه است. اگر حوزه‌های علمیه در دوره‌های پیش به‌خاطر حاکمیت سلاطین طاغوتی نتوانستند در برخی عرصه‌های خاص مانند حدود، قصاص و دیات و... وارد شوند، عذر قابل قبولی است، اما شیعه در فقه خود «باب معاملات» را دارد و کتاب «مکاسب» یکی از منابع مهم درسی حوزه‌های علمیه است. چرا بعد از 35 سال یک متن دقیق و اصلاح شده در مورد اقتصاد اسلامی عرضه نشده است تا شمایل اقتصاد ایده‌آل را ترسیم کند؟ شهیدان صدر و مطهری نیز در این زمینه کتاب دارند، اما در عمل هیچ چیز تغییر نکرد. در دانشگاه‌های ایران همان اقتصاد خرد و کلان غربی تدریس می‌شود و آنچه در اقتصاد ایران اتفاق می‌افتد به‌مراتب بدتر از آن چیزی است که در نظام‌های سرمایه‌داری وجود دارد. ما در این زمینه کوتاهی کردیم. باید امروز یک لُجنه‌ با اراده و مسئول این شرایط را اصلاح کند. نمی‌توان ظرف مدت یک‌سال گروهی در زیرشاخه‌های علوم انسانی تحقیق کنند و حاصل کارشان به متنی در جامعه‌شناسی یا اقتصاد اسلامی و... تبدیل شود، اما می‌شود متنی تهیه و تدریس آن را شروع کرد و سپس حین تدریس، نقایص آن را توسط اهل فن استخراج و برطرف نمود. 
در حوزه‌های علمیه نوآوری دیده نمی‌شود و اگر حرکتی نیز برای به‌روز شدن صورت گرفته، در دیجیتالی کردن آثار و کتب بوده و تفکر نوینی مطرح نشده است. ایده «وحدت حوزه و دانشگاه» برای آن بود که مزایای حوزه وارد دانشگاه شود و در عین حال، معایب دانشگاه وارد حوزه نشود، اما در عمل معایب دانشگاه وارد حوزه شده و محاسن حوزه به دانشگاه نرفت؛ مانند آنچه در مدرک‌گرایی این‌ روزهای حوزه می‌بینیم که آفت بزرگی برای حوزه به‌شمار می‌رود. شخصی که دروس حوزوی را به‌خوبی بخواند، باید افتخار کند که به او «حجت الاسلام» بگویند، اما امروز بیشتر این علاقه وجود دارد که آن‌ها را با لفظ «دکتر» خطاب کنند. متاسفانه دیگر در حوزه‌ها خبری از مباحثه‌ها و جدل‌ها نیست و طلبه‌ها فقط در حال یادداشت برداری هستند، درست مانند دانشجویان.
حوزه باید سبک سنتی و قدرت قدیم خود را باز یابد، نه اینکه آفت‌های دانشگاه وارد حوزه شود و محاسن حوزه وارد دانشگاه نشود. در حال حاضر دوره‌های حوزه مانند دانشگاه به شکل «ترمی» برگزار می‌شود و به دلیل کمبود وقت دروس به‌طور کامل خوانده نمی‌شود. در گذشته چنین نبود، بلکه دروس باید تمام می‌شد تا درس جدید آغاز شود، اما از زمانی‌که تحصیل در قالب ترمیک انجام می‌شود، همان بلایی که در دانشگاه‌ها گریبان ما را گرفته، در حوزه‌ها نیز به‌وجود آمده است. دانشجو درس را کامل نخوانده و اگر به‌صورت خودجوش و بدون استاد به‌دنبال تکمیل اطلاعات نرود، با مباحث آشنا نخواهد شد و طبعاً تخصص پیدا نخواهد کرد. این یک ایراد بزرگی است که در حوزه‌های علمیه ایران وجود دارد. 
از طرف دیگر، جریان سنتی بر حوزه حاکم است و آسیب‌های دانشگاه‌ها هم به آن راه پیدا کرده است. به‌همین دلیل، شاهد پویایی در تولید علم و تحرک در عرصه‌های تفکر نیستیم. آیا شخصی مانند علامه طباطبایی، آیت‌الله حسن‌زاده آملی، آیت‌الله جوادی آملی و چهره‌های برجسته دیگر را در دهه‌های اخیر داشته‌ایم؟ هر سرمایه‌ای وجود دارد، متعلق به دوره‌های قبل است و تعداد چهره‌های جدید برجسته علمی بسیار کمتر شده‌ است. وضع اساتیدِ دانشگاه‌ها نیز همینطور است. 

 

عصر اندیشه، شماره 7، صفحه 98

تاریخ :

1394/10/12 12:40:00 عصر

نویسنده :

دکتر محمد حسین رجبی دوانی

کلیدواژه ها :

حوزه - دانشگاه - انقلاب فرهنگی - علوم انسانی

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه عصر‌اندیشه شماره 10
پنجشنبه , 05 مرداد 1396 , 21:17