اولویت عدالت بر تمدن

برای تمدن‌سازی باید عدالت اجتماعی را محقق کنیم


امام عفیف خان 1394/10/15 06:49:00 عصر

ما مسلمانان نمی‌دانیم چه کسی هستیم!/ بحران‌ها وسیله‌ای برای سنجش کیفیت تصمیمات ماست/ جامعه مدنی باید با رهبری مسئولیت‌پذیر هماهنگ شود تا تمدن شکل بگیرد/ اسیر منطق قدرت شده‌ایم/ تلقی ما از مطالعات اسلامی نادرست و مخرب است/ اگر بهترین امت میان بشریت باشیم، می‌توانیم دیگران را هدایت کنیم

امام عفیف خان نویسنده مجله کرسنت لندن، عضو موسسه اندیشه اسلامی معاصر آمریکا و معاون مرکز اسلامی واشنگتن است. «اصول و اهداف در سیاست خارجی»(2013)، «قرارداد اجتماعی با ستم»(2013)، «ایمان کسب و کار عربستان نیست؟»(2014) و «چرا رهبران مسلمان برای دستیابی به قدرت سیاسی به استراتژی نیاز دارند؟»(2014) از جمله مقالات او به‌شمار می‌رود. عفیف خان عضو تحریریه خارجی «عصر اندیشه» است.

***

برای پاسخ به سوال در زمینه عناصر بحران‌زده تمدن اسلامی، دو مساله کلی را مطرح و سپس در مورد مبانی منطقی آن‌ها بحث خواهم کرد. اول: ما نباید به‌دنبال تاسیس یک «تمدن» باشیم، بلکه باید به‌چیزی برسیم که حداقل در کوتاه‌مدت قابل اندازه‌گیری و محک زدن باشد. دوم: بحران‌ها وسیله‌ای برای سنجش کیفیت تصمیمات ما در زمانی هستند که با بیش از یک انتخاب مواجه هستیم.

امکان یا امتناع اندازه‌گیری تمدن
در مورد مساله اول عموماً گفته می‌شود که انسان فقط می‌تواند آرزوی کسب چیزی را داشته باشد که قابل اندازه‌گیری است. من نمی‌دانم که آیا می‌توان فهمید که چه زمان یک جامعه به یک تمدن تبدیل شده است یا خیر؟ یا اینکه چه معیاری برای تعیین تبدیل شدن جامعه به تمدن وجود دارد؟ شاید بهتر باشد پاسخ این سوالات را به مورخین واگذار کنیم. فارغ از این مسائل و تعریف‌هایی که از تمدن ارائه می‌شود، همه ما با مفهوم عدالت آشنا هستیم؛ در تمام سطوح جامعه، از فردی تا اجتماعی، از جنسیتی تا نهادی و از اقتصادی یا سیاسی و نظامی. از منظر فلسفی، گفته می‌شود که عدالت بالاترین ارزش یا خلاصه تمام ارزش‌هاست.
تمام انسان‌ها با حس ذاتی و درونی تحسین ارزش عدالت در زندگی شخصی و اجتماعی به‌دنیا می‌آیند. بنابراین، گونه‌ها و مکانیسم‌های اجرای عدالت مانند قوانین، دادگاه‌ها، شواهد، قراردادهای اجتماعی، نهادها، موافقتنامه‌ها، حقوق بشر و... برای کسی بیگانه نیستند. اجرای عدالت قابل اندازه‌گیری است: آیا افرادی که شایسته هستند به‌کار گرفته می‌شوند؟ آیا توزیع ثروت با اراده جامعه مبنی بر ایجاد فرصت‌های برابر برای همه در تناسب قرار دارد؟ آیا ترفیع‌ها و وظیفه تصمیم‌گیری به افرادی داده می‌شود که توانایی دارند؟ آیا دادگاه‌ها از عرصه سیاست مستقل هستند؟ و سوالاتی از این دست. اینجا بحث بر سر این است که «جامعه مدنی» باید بر مبنای ضرورت‌ عدالت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بنا شود. یک جامعه مدنی که در هماهنگی کامل با رهبری مسئولیت‌پذیر قرار دارد و وظیفه اصلی و اولیه خود را توسعه و حفظ عدالت اجتماعی می‌داند، در طول زمان قدرت خواهد داشت که به یک تمدن تبدیل شود.
مشکل امروز مسلمانان این است (در تمام نقاط جهان، من‌جمله بسیاری از نسل‌های آینده در ایران) که هویت «اسلامی» ما ریشه در قدرت ما دارد، نه در عدالت اجتماعی. اکثریت ما، من‌جمله دانشمندان و دانشگاهیان، زمانی‌که از «تمدن» سخن می‌گوییم، منظورمان اطاعت از خدا و رسول او، فرهنگ، هنر، صلح، توسعه دانش و فهم و گسترش عدالت نیست، بلکه به شرایطی دائمی اشاره می‌کنیم که در آن صاحب قدرت هستیم. اینکه چنین قدرتی چگونه به‌دست می‌آید، چندان مدنظر ما نیست. من در اینجا قصد ندارم که بحران‌های عمده‌ای را که دامن‌گیر جهان اسلام شده است، طبقه‌بندی کنم، زیرا می‌خواهم از یک بحران عمده‌تر سخن بگویم که سایر بحران‌ها و مشکلات از آن نشأت می‌گیرند: ما، مسلمانان، نمی‌‌دانیم چه کسی هستیم!
قدرت فرهنگی مسلط و فاسد فعلی جهان که تلفیقی از امپریالیسم، صهیونیسم و وهابیت انگلیسی است، میلیون‌ها دلار صرف می‌کند تا مردم جهان را متقاعد نماید که پیشرفت و آزادی محصول قدرت هستند. آن‌ها تاکید می‌کنند که اگر قدرت داشته باشید، برای خودتان کسی خواهید بود. اگر قدرت نداشته باشید، هیچ چیز نیستید، وجود نخواهید داشت، گویی نامریی هستید. آن‌ها می‌گویند که اگر قدرت داشته باشید هر کاری که انجام دهید، قانونی خواهد بود، زیرا قدرت دیگری وجود نخواهد داشت که شما را متهم به انجام عمل غیرقانونی نماید. ما مسلمانان این «منطق» را باور کرده‌ایم و گرفتار آن شده‌ایم.

عادت به جداسازی‌های مخرب
به‌دلیل اینکه تفکر ما تحت تاثیر این طرز نگرش قرار گرفته است، سیاست‌ها و نهادهای ما نیز مطابق منافع امپراتوری‌های خارجی عمل می‌کنند، نه مطابق با اصل تعهد نسبت به خدا و رسولش که هنوز در بطون ما نهفته است. به‌همین دلیل زمانی‌که وقت هزینه کردن وجوهات می‌رسد، حتی وقتی می‌گوییم وجوهات را برای افزایش قدرت خود و در راستای منافع مسلمانان هزینه می‌کنیم، باز به دنبال سرمایه‌گذاری برای ایجاد توازن در معادلات قدرت هستیم و سایر مسائل در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند. به‌عنوان مثال به مساله آموزش نگاه کنید. اکثر بودجه‌ها در کشورهای اسلامی صرف رشته‌های مهندسی، پزشکی، تکنولوژی و امثال آن‌ها می‌شود و سهم اندکی برای نهادهای «اسلامی» در نظر گرفته شده است. ما می‌خواهیم این رشته‌های «علمی» را بهبود بخشیم تا در صحنه رقابت باقی بمانیم. در این راه، دین را از آموزش حذف می‌کنیم. چرا نهادهای «اسلامی» باید از نهادهای دیگر جدا شوند؟ چرا اصول و قواعد اسلامی را با قواعد سایر رشته‌ها تلفیق نمی‌کنیم؟ چرا برای اینکه یک دانشمند مسلمان باشیم باید به موسساتی برویم که از نهادهای دینی فاصله دارند؟ یک مهندس چرا نباید در نهاد دینی تحصیل کند؟ مهمتر از همه، ما جامعه را به این جداسازی‌ها عادت می‌دهیم. زمانی‌که تمام بودجه را صرف مهندسی و تکنولوژی می‌کنیم، واضح است که این رشته‌ها بیشترین توجه را میان نخبگان به خود جلب می‌کنند و رشته‌های اسلامی برای کسانی گذاشته می‌شود که نتوانسته‌اند وارد رشته‌های مهندسی و تکنولوژی شوند. در نتیجه هیچ نوآوری و خلاقیتی در زمینه موضوعات اسلامی صورت نمی‌پذیرد، در حالی‌که در این موضوعات به بیشترین خلاقیت نیاز داریم.
مشکل سرمایه‌گذای عمده در عرصه علوم و تکنولوژی این است که چنین رشته‌هایی ارتباط چندانی با مسائلی مانند هویت، حق حاکمیت بر خود و اعتماد به نفس ندارند. ما دچار بحران هویت هستیم، زیرا روی رشته‌های هنر، علوم انسانی و موضوعات اسلامی سرمایه‌گذاری نمی‌کنیم. حتی در مطالعات اسلامی دچار نقصان هستیم، زیرا فکر می‌کنیم که مطالعه اسلام یعنی مطالعه در مورد آموزه‌های یک نفر دیگر، فقه و روش‌شناسی او. فکر می‌کنیم مطالعه اسلام یعنی حفظ کردن قرآن، وارد شدن به عرفان و پرداختن به خیلی چیزهای دیگر که در جهان واقعی امروز ما اثری ندارند. ما اصلاً به این فکر نمی‌کنیم که با مطالعه قرآن و سنت می‌توانیم خیلی از موضوعات روز را حل کنیم، مانند خشکسالی، مشکلات زیست‌محیطی، بحران آب و تنش‌های سیاسی. موضوعات اسلامی باید در کنار موضوعات دیگری مانند فلسفه، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، زبان و اخلاق، سازنده هویت ما باشند. بدون اعتماد به نفس، استقلال وجود ندارد و اگر کسی به خدا و دستورات او در مورد زندگی انسان اعتماد نداشته باشد، اعتماد به نفس او بی‌فایده خواهد بود. با این حال، در بخش عمده‌ای از جهان اسلام هنوز در این عرصه‌ها سرمایه‌گذاری نمی‌شود. ما به جوانان خود نمی‌آموزیم که به این عرصه‌ها اهمیت بدهند و این علوم را هدف آن‌ها قرار نمی‌دهیم تا تشنه آن باشند. آن‌وقت از خود می‌پرسیم که چرا «رهبر» نداریم. من هیچ رهبر اسلامی قدرتمندی را طی 300 سال اخیر نمی‌شناسم که در حوزه‌هایی مثل علوم و تکنولوژی تخصص داشته باشد.
بنابراین، اگر می‌دانیم که علوم و تکنولوژی تا به‌حال منجر به تولید یک رهبر که بتوان به او اعتماد کرد، نشده است، پس چرا تا این حد روی این رشته‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنیم؟ دلیل این است که حس مسئولیت ما در قبال خداوند و بشریت، حسی که نسبت به خودمان و حسی که نسبت به اولویت‌هایمان داریم، همگی در هم آمیخته شده‌اند. ما وارد عرصه علوم و تکنولوژی می‌شویم، بدون اینکه متوجه باشیم این کار ما خدمت به امپراتوری‌های خارجی است. اگر صادقانه از خود بپرسیم که چرا چنین رفتاری داریم، متوجه می‌شویم که دلیل آن تمایل ما به رشد در دنیای به‌اصطلاح پیشرفته است، زیرا ریشه حسی که نسبت به خود داریم در این عقیده قرار دارد که باید به هر شکل ممکن به قدرت رسید.
ما باید متوجه شویم که مجبور به پذیرش یک اعتقاد غلط شده‌ایم. یک نفر این کار را با ما کرده است و همان یک نفر به‌صورت مداوم با توجیه این عقیده خود، ما را به پذیرش مجدد و دائم آن وادار می‌کند. برای فرار از این زندان و بازسازی هویتمان به‌گونه‌ای که خدا و رسولش خواسته‌اند، باید به این نکات توجه داشت. هیچ جامعه‌ای در تاریخ وجود نداشته است که عدالت اجتماعی را رعایت کند و برای مدتی بسیار طولانی در قدرت باقی نماند. در نقطه مقابل، هیچ جامعه‌ای وجود نداشته است که به زور و با فساد به‌قدرت برسد و بتواند برای زمان طولانی بر مسند قدرت باقی بماند یا تمدن‌ساز باشد.

درک پیچیدگی‌های مساله حاکمیت
ماهیت انسان و طبیعت او زمانی‌که بر ضعف‌هایش فائق می‌آید، تقویت می‌شود. خداوند دین خود را به‌گونه‌ای طراحی کرده است که انسان بهترین شانس را برای موفقیت در این زمینه داشته باشد. یکی از ضعف‌های اصلی انسان آمادگی برای انجام فساد است. این مفهوم بسیار مهم است، زیرا یکی از کلیدهای ایجاد آگاهی در زمینه ارزش‌های اجتماعی به‌شمار می‌رود. زمانی‌که فساد وجود نداشته باشد، نیازی به قوانین اجتماعی، اصول اجتماعی و عدالت اجتماعی نیست و فقط قوانین طبیعی وجود خواهند داشت. قوانین طبیعی یا قوانین فیزیکی در مورد تمام جهان خلقت قابل اجرا هستند و تنها توسط خداوند از طریق معجزه قابل نقض هستند. تنها کافی است که تعداد اندکی از انسان‌ها در جامعه فاسد یا فسادپذیر باشند تا ضرورت وجود قوانین اجتماعی حس شود.
خاصیت دیگر انسان توانایی او در قربانی کردن خویش است. این قابلیت، انسان را قادر می‌سازد تا تصمیماتی بگیرد که با رویکرد ساختاری او در مورد تغییرات اجتماعی هم راستاست. ظرفیت درونی او در اجتماعی شدن به او اجازه می‌دهد تا پیچیدگی موجود در مساله «حاکمیت» را درک کند. وظیفه حکمرانی، نیازمند عادل بودن انسان است. هدایت الهی از طریق توصیف مشخصه‌های اجتماعات بشری تاثیرگذار در طول دوران‌های تاریخی و برقراری ارتباط میان انسان و یک‌سری رفتارهای اجتماعی که به هماهنگی اجتماعی می‌انجامد، این پیچیدگی را می‌کاهد. «الذین آمنوا» از طرف خدا برای هدایت انسان به سمت عدالت اجتماعی فراهم شده است، زیرا مشخصه‌هایی منحصر به‌ فرد دارد: از خود گذشتگی انسان از طریق فعالیت اجتماعی. این مشخصه منحصر به فرد، نوعی اتحاد را توصیف می‌کند که هدف غایی آن رسیدن به عدالت اجتماعی است.
مساله دوم که در ابتدای بحث ذکر شد، موضوع «بحران» است. بحران‌ها لزوماً بد نیستند و نباید همیشه از آن‌ها ترسید. مسلمانان صدر اسلام نیز با بحران هویت مواجه بودند. این‌ها همگی مراحل رشد و پیشرفت ماهیت انسان هستند. عامل ایجاد بحران این است که رهبران و نهادهایی که در خدمت آن‌ها هستند، مسئولیت اصلی خود را در زمینه ایجاد و حفظ عدالت اجتماعی فراموش می‌کنند.
ما به‌عنوان مسلمان می‌توانیم یک «جامعه مدنی» واقعی تشکیل دهیم؛ جامعه‌ای که پیش از این وجود نداشته است. این چیزی است که ما را متمایز خواهد ساخت. انجام دادن کاری که تا کنون کسی نتوانسته انجام دهد، حداقل در حال حاضر، می‌تواند انگیزه خوبی برای غلبه بر ترس‌ها باشد، زیرا انجام این کارها به ما ابزار مناسب را برای اندازه‌گیری ظرفیت‌هایمان، می‌دهد. این چیزی است که یک انسانیت واقعی را به ارمغان خواهد آورد و ما مسلمانان می‌توانیم رهبر این مسیر باشیم. اگر بهترین امت در میان بشریت باشیم، می‌‌توانیم دیگران را هدایت کنیم.  

 

عصر اندیشه، شماره 8، صفحه 76

 

تاریخ :

1394/10/15 06:49:00 عصر

نویسنده :

امام عفیف خان

کلیدواژه ها :

عدالت - تمدن - حاکمیت - جداسازی‌های مخرب

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه عصر‌اندیشه شماره 10
یکشنبه , 29 مرداد 1396 , 23:37