پاسخ‌های کلودیو موتی به گفت‌وگوی «عصر اندیشه» با پرفسور طارق رمضان

لیاقتِ خیانت

حمایت غرب از «اخوان المسلمین» سبب انحطاط مسلمانان می‌شود


کلودیو موتی 1394/11/07 11:54:59 صبح

اخوان متحد طبیعی غرب در جنگ تمدن‌هاست/ اخوان المسلمین ریشه در فراماسونری دارد/ محمد عبدوه می‌گوید هیچ عنصری از تمدن مدرن با اسلام تضاد ندارد/ سعید رمضان از «باب درهر» (مامور سیا) پول گرفت و آموزش دید

فلسفه‌دان ایتالیایی، استاد دانشگاه بولونیا و سردبیر نشریه ژئوپلتیک اوراسیا است. موتی تحصیلات خود را در دانشگاه با مطالعه آثاری از فلاسفه و متفکران بزرگی مانند فردریک نیچه، رنه گنون و ژولیوس اوولا آغاز کرد و به تحقیق در علوم خفیه و سمبولیسم در ادیان پرداخت. موتی استاد موسسه فرهنگی بخارست در ایتالیا بوده و عضو تحریریه خارجی «عصر اندیشه» است.

***

دشمنان استراتژیک، متحدان تاکتیکی
در کتاب «ساموئل هانتینگتون» به نام «برخورد تمدن‌ها، بازسازی نظم نوین جهانی» به صراحت مطرح شده است که مشکل اصلی دنیای غرب «بنیادگرایی اسلامی» نیست، بلکه خود اسلام است. این نظریه‌پرداز آمریکایی توضیح می‌دهد که اسلام دشمن استراتژیک غرب است، چراکه تداخل بین این دو به درگیری وجودی میان ارزش‌های سکولار و ارزش‌های مذهبی، حقوق بشر و حقوق الهی و دموکراسی و روحانیت منجر می‌شود. بنابراین، تا زمانی‌که اسلام اسلام است و غرب، غرب است این درگیری و تداخل، روابط و مراودات دو طرفه آن‌ها را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. نوشته‌های هانتینگتون نه تنها دشمن استراتژیک غرب را نشان می‌دهد، بلکه بنیادگرایی اسلامی را متحد تاکتیکی غرب می‌داند. در سال 1996 زمانی‌که کتاب «برخورد تمدن‌ها بازسازی نظم نوین جهانی» منتشر شد، چنین متحد تاکتیکی وجود داشت. یک سفیر سابق عرب که در ایالات متحده آمریکا و انگلستان چهره شناخته شده‌ای است، می‌نویسد: «واضح است که آمریکا متحدان مطرحی در بین اخوان المسلمین دارد تا بتواند بازمانده‌های شوروی سابق را از افغانستان اخراج کند و بتواند از اسلام‌گراها و تبلیغات آن‌ها در کشورهای مسلمان حمایت کند. در مقابل اسلام‌گراها، بسیاری از  دولت‌های غربی از متحد اصلی خود پیروی می‌کنند و روندی را در پیش گرفته‌اند که از بی‌طرفی مصلحتی به سوی نادیده گرفتن و ندیدن وقایع حرکت می‌کند.»
حمایت غرب از بنیان‌گرایی معروف اسلامی از افغانستان و در سال‌های 1979 آغاز نشد؛ بلکه شش ماه قبل از آن با مداخله نیروهای اطلاعاتی آمریکا برای کمک به پارتیزان‌های افغان، شروع شد. این حمایت‌ها به دهه‌های 50 و 60 قرن گذشته باز می‌گردد، زمانی‌که بریتانیای کبیر و ایالات متحده آمریکا، ناصریان مصر را اصلی‌ترین مانع برای هژمونی غرب در منطقه خاورمیانه می‌دانستند و کمک‌های خود را به دست گروه‌های اخوان المسلمین می‌رساندند. داماد بنیانگذار این جنبش به نام «سعید رمضان» که مرکز مهم اسلامی را در مونیخ راه‌اندازی کرد، پول و در کنار آن آموزش‌هایی را از مامور سیا به نام «باب درهر» دریافت کرد. این طرح توسط سعید رمضان به «آرتور شلزینگر» توضیح داده شد: «زمانی‌که دشمن به‌وسیله ایدئولوژی تمامیت‌خواه مسلح شده و در کنار آن افراد راسخی در حال خدمت به آن هستند که سیاست‌های ضد و نقیضی دارند، باید ضد ایمان و ضد فداکاری بود. در چنین شرایطی تنها نیروهای مردمی می‌توانند در مقابل تهدیدهای کمونیسم ایستادگی کنند.»

ریشه‌های ماسونی اصلاح‌طلبان دینی
بهره‌برداری از جنبش‌های اسلامی که برای استراتژی‌های منطقه آتلانتیک سودمند بود با عقب‌نشینی ارتش سرخ از افغانستان پایان نیافت. دولت کلینتون ادامه کمک‌های خود را به جدایی‌طلبان بوسنیایی و کوزوویایی تضمین کرد؛ حمایت ایالات متحده آمریکا و انگلستان از وحشی‌گری وهابی‌ها در منطقه قفقاز، حمایت از برژینسکی در آسیای مرکزی و دخالت در لیبی و سوریه همگی بخش‌های تعریف شده جنگی علیه اورآسیا بود، جنگی که آمریکای شمالی و متحدانش آن را به همکاری اسلام‌گراها مبدل کردند. «راشد الغنوشی»، همان فردی که در سال 1991 جورج بوش از آن به خاطر نقشی که به‌عنوان واسطه در توافق بین گروه‌های مختلف افغان داشت، تقدیر کرد، تلاش کرد مکتب همکاری اسلام‌گراها را به‌عنوان نمونه‌ای بارز از ارتباط بین آمریکا و جهان اسلام ترسیم کند. در مصاحبه با یک خبرنگار فرانسوی زمانی‌که از وی سوال شد: آیا آمریکای شمالی را در برخورد با مسلمانان مناسبتر از اروپایی‌ها می‌دانید، این بنیانگذار جبهه «النهضه» در پاسخ گفت: «بله چراکه استعمار آمریکایی هرگز در کشورهای مسلمان وجود نداشته است؛ هیچ جنگ، هیچ درگیری و هیچ تاریخی در این مورد وجود ندارد.» الغنوشی در آن زمان جنگ مشترک آمریکای شمالی، بریتانیا و اسلام‌گراها را علیه دشمنی روس خود یادآور شده بود. همانطور که برخی از مستشرقان ایتالیایی هم تاکید دارند جریان اسلام‌گرایی توسط راشد الغنوشی معرفی شد که در راستای سنت سلفی «محمد عبدوه» بود و نسخه مدرن آن در جنبش اخوان المسلمین دیده می‌شد. برنامه اصلاح‌طلبان فعلی که پیشوایان آن‌ها افرادی چون «جمال الدین الافغانی» (1897-1838) و «محمد عبدوه» (1905-1849) بودند، بازگشت به سیره سلف الصالحین و از بین بردن ریشه‌های اصلی اسلام یعنی اسلام قرآن و پیامبر است. الافغانی که در سال 1883 جامعه سلفیه را تاسیس کرد در 1878 آغازگر آموزش‌های ماسونی به روش اسکاتلندی در مصر بود. وی شاگردان خود را وارد مکتب فراماسونری می‌کرد که از آن جمله می‌توان به محمد عبدوه اشاره کرد که در سال 1899 با رضایت مقامات انگلیسی مفتی مصر شد.

متحدان طبیعی غرب
یکی از بنیانگذاران اصلی امپرالیسم بریتانیا فردی به نام «لورد کرومر» (1917-1841) است که در مورد محمد عبدوه و سِر سید احمد خان چنین می‌گوید: «آن‌ها لیاقت هرگونه تشویق و حمایتی را دارند. آن‌ها متحدان طبیعی اطلاح‌طلبان غرب هستند.» از طرف دیگر احمد خان در جای دیگری می‌گوید: «تسلط بریتانیا بر هند زیباترین چیزی است که تا به حال در دنیا دیده‌ام.» همچنین تاکید می‌کند: «از لحاظ اسلامی صحیح نیست که علیه انگلستان شورش کنیم تا زمانی‌که آن‌ها به اسلام احترام می‌گذارند و مسلمانان می‌توانند به قواعد و قوانین اسلامی عمل کنند.» طبق گفته‌های عبدوه در تمدن مدرن هیچ چیزی وجود ندارد که با اسلام در تضاد باشد (وی جن‌ها را با میکروب‌ها مقایسه می‌کرد و معتقد بود که نظریه تکامل داروین در قرآن ذکر شده است) برای همین لازم است نظریه‌های سنتی اسلام بازنگری و تصحیح شوند تا بتوانند با افکار مدرن و پیشرفت‌های علمی و فرهنگی تطبیق داشته باشند. بعد از عبدوه «رشید رضا» رهبری فرقه سلفی را بر عهده گرفت، کسی که بعد از اتمام خلافت عثمانی تصمیم گرفت «حزب پیشرفته اسلامی» را تاسیس کند تا بتواند توسط آن خلافت جدیدی را راه‌اندازی کند. در سال 1897 رشید رضا مجله‌ای را با عنوان «المنار» تاسیس کرد که در جهان عرب توزیع می‌شد. بعد از مرگ رضا، مدیر مسئول فرد دیگری به نام «حسن البنا» شد که خود از بنیانگذاران اخوان المسلمین بود. زمانی‌که رشید رضا در تئوری‌پردازی برای تشکیل دولت اسلامی جدید بود، در شبه جزیره عربستان سلسله پادشاهی سعودی پایه‌گذاری شد که اولین گام‌های پیدایش وهابیت به شمار می‌رفت.
پس از شکست از ارتش عثمانی، وهابی‌ها از دو سلسله رقیب حمایت کردند: سلسله آل سعود و سلسله رشید و در زمان جنگ‌های داخلی در دهه‌های متمادی. این دو سلسله در شبه جزیره عربستان جنایت‌های زیادی را مرتکب شدند. ابن‌سعود که از سوی بریتانیای کبیر حمایت می‌شد در سال 1924 مکه و در سال 1925 مدینه را به اشغال خود در آورد و اینگونه شد که این سلسله پادشاهی از سوی دولت بریتانیا در سال 1927 به‌عنوان «پادشاه حجاز و نجد» شناخته شد. یکی از مستشرقان مشهور می‌نویسد: «پیروزی‌های آل سعود از آن یکی از سلسله‌های پادشاهی قوی در منطقه ایجاد کرد. تصرفات آن تا عراق، فلسطین، سوریه، دریای سرخ و خلیج فارس ادامه داشت. تفکرات واقعی این سلسله در زمان تاسیس فرقه اخوان آشکار شد. اخوان در واقع تجمع فعالان وهابی است که به گفته  فیلبی نویسنده و جاسوس انگلیسی غول جدیدی متولد شد.»
«هاری سنت جان بریگر فیلبی» (1960-1885) از موسسان انقلاب عربی ضدعثمانی بود که در میان اعراب سعودی به «شکسپیر جدید» معروف بود. فیلبی طرح خودش را به وینستون چرچیل، جورج وی، بارون روچیلد و حییم وایزمن ارائه داد؛ طرح وی این بود: پادشاهان سعودی می‌توانند مکان‌های مقدس را در جزیره عرب در اختیار بگیرند و می‌توانند شبه جزیره عرب را با هم متحد کنند و بر راه‌های دریایی سوئز، عدن و بمبئی تسلط پیدا کنند. بعد از جنگ جهانی دوم، حمایت بریتانیا از پادشاهان سعودی کاهش یافت و به جای آن آمریکای شمالی حمایت خود را آغاز کرد. در اول مارس 1945، در نزدیکی کوئینسی روزولت یک دیدار تاریخی با ابن‌سعود داشت؛ ابن‌سعودی که در آن زمان از طرفداران سیاست‌های آمریکا بود. از سال 1933 پادشاهی سعودی تحویل نفت به کمپانی نفتی کالیفرنیا را تضمین کرد و از سال 1934 کمپانی سندیکای استخراج معدن عربستان سعودی حق استخراج طلا و سایر معادن را به آمریکا واگذار کرد.
جنبش معروف «بهار عربی» ثابت کرد که اخوان المسلمین که توسط آمریکا در لیبی، تونس، مصر و سوریه حمایت می‌شوند، می‌خواهند ایدئولوژی‌های غربی را که به گفته هانتینگتون برخورد با اسلام نامیده می‌شد، بپذیرند. حزب مصری «آزادی و عدالت» که به وسیله اخوان المسلمین راه‌اندازی شد مدعی حقوق بشر، اجرای نظریه‌های دموکراتیک و حمایت از اقتصاد کاپیتالیستی بود. نماینده اخوان المسلمین رئیس جمهور مصر شد که در آمریکا تحصیل کرده و از سخنرانان دانشگاه ایالت کالیفرنیا بود و دو فرزند وی شهروند آمریکا هستند. او بلافاصله پس از به قدرت رسیدن اعلام کرد که مصر تمام تهدیدهایی را که از طرف کشورهای منطقه با آن اعمال می‌شود زیرنظر دارد، به ویژه تهدیدهایی که از سوی دولت‌های یهودی متوجه اوست؛ اولین دیدار رسمی خود را با پادشاه عربستان سعودی انجام داد و اعلام کرد که مصر قصد دارد رابطه خود را با عربستان سعودی تقویت کند؛ همچنین عنوان کرد که وظیفه‌ای ملی بر عهده دارد تا از نیروهای مخالف «بشار اسد» برای ثبات منطقه حمایت کند. برای اثبات تئوری جنگ تمدن‌ها و برخورد با اسلام و اسلام‌گرایی، نیاز به نشانه‌هایی برای اثبات است که ظاهراً این نشانه‌ها در اخوان المسلمین دیده می‌شود؛ فرقه‌ای که متحد طبیعی غرب است و از پشت به اسلام خنجر می‌زند.  

 

عصر اندیشه، شماره 8، صفحه 94

 

تاریخ :

1394/11/07 11:54:59 صبح

نویسنده :

کلودیو موتی

کلیدواژه ها :

دشمنان استراتژیک - متحدان تاکتیکی - ماسونی - اصلاح طلبان دینی - اخوان المسلمین

به اشتراک بگذارید :


نظرات : 0

ماهنامه عصر‌اندیشه شماره 10
ﺳﻪشنبه , 06 تیر 1396 , 15:02